بدانند كه گام به آفرينش تازه خواهند گذاشت ) . * ( ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها ) * ( 1 ) . ( ما هيچ آيت و علامتى را از بين نمىبريم يا او را از يادها نمىبريم ، مگر اين كه بهتر از آن يا مثل آن را جانشينش مىسازيم ) . پس يقين بايد كرد كه آنچه از درياى فيض الهى به جريان مىافتد ، خشك شدنى نيست . از آن لحظه كه آدمى در جويبار زندگى قرار مىگيرد ، مادامى كه خود به جهت پليديها و نابكاريها از آن جويبار بيرون نيايد ، راهى درياى ابديت مىگردد ، زيرا آنچه كه از بالا شروع شده است و استعداد برگشت به سوى بالا را دارد ، در پائين پايان نمىپذيرد . همچنان آدمى كه بوسيلهء دو بال عقل و وجدان و با نيروهاى گوناگون طبيعت كه خدا در اختيار او قرار داده و براى چشيدن طعم زندگى و وصول به حيات معقول ، مورد عنايتش قرار داده است ، نه از روى احتياج عنايتش را از او سلب مىكند و نه از روى پشيمانى ، بلكه هر اندازه كه آدمى در تكاپو براى وصول به حيات معقول كه قطعا به حيات ابدى پيوسته است ، بيشتر و بهتر احساس تعهد نموده و در عمل به آن ، مىكوشد ، شايستگى عنايت ربانى را بيشتر و بهتر بدست مىآورد . بنا بر اين ، مورد عنايت خداوندى بودن ، يعنى شايستگى پيوستن به شعاع عظمت الهى . كه هيچ علتى براى از بين رفتن اين پيوستگى وجود ندارد ، جز آنكه خود بار ديگر از همان طنابى كه گرفته و به بالا صعود كرده است ، رو به پائين بيايد . به عبارت ديگر راهزن راه خود به سوى كمال باشند و به خود واگذاشته شوند :
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 185
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨٥
اندك اندك راه زد سيم و زرش
مرگ و جسك نو فتاد اندر سرش
عشق گردانيد با او پوستين
مىگريزد خواجه از شور و شرش
هامش
( 1 ) - البقرة آيهء 106