و به آنچه كه در پيمان صلح است ، نابينا است .
انساننماها عالمش مىخوانند ، با اين كه از علم بهره اى نبرده است .
بامدادان كه از خواب برمىخيزد ، كارى جز رويهم انباشتن چيزهائى كه اندكش بهتر از بسيارش است ، ندارد . همين كه [ مانند حشرات پست ] از گنديدهها سيراب گشت و بيهودهها را رويهم انباشت ، در ميان مردم به قضاوت مىنشيند و روشنساختن حقايقى را بر عهده مىگيرد كه بر ديگران مشتبه است .
در آن هنگام كه با يكى از مسائل ابهامآميز روياروى مىگردد براى روشنساختن آن ، افكار بيهوده و پوسيده اش را به ميان مىكشد و قاطعانه حكم مىكند . فهم و درك اين نادان همانند آن مگس ناتوان است و مشكلات چونان تارهاى عنكبوت ، كه مگس در آن تارها گرفتار مىشود و راه خلاص ندارد .
اين [ غوطه ور در جهل مركب ] احكامى را كه صادر مىكند ، نمىداند آيا مطابق واقع است ، يا به خطا رفته است ، اگر حكمش مطابق واقع بوده باشد ، از آن مىترسد كه مرتكب خلاف واقع گشته باشدو اگر به خطا رفته است ، اميد دارد كه حكمش مطابق واقع از آب در آيد .
اين متصدى [ ناشايستهء قضاوت ] نادانى است گمگشته در جهالتهاى خودو همانند آن شبكور است كه در تاريكى مسائل مشكل و ابهامآميز فرو مىرودو هيچ مسئله اى را با مبناى علمى ، قاطعانه حل و فصل نمىكند .
درك و عقل آن [ غوطه ور در جهل مركب ] رواياتى را كه مأخذ حكم و قضاوتند مىپراكند و مىگذرد ، همانند باد ناآگاه كه گياهان خشكيده را مىپراكند و به راه خود مىرود .
سوگند به خدا ، اين نادان نه در حل مسائلى كه به او وارد مىشود ، مورد اطمينان است و نه شايستهء مدحى كه مداحان در بارهء آنان سر مىدهند او در بارهء آنچه كه انكار كرده است ، دانشى را كه بر خلاف انكار او باشد ،
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 181
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨١