تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
در توصيف كسى است كه در ميان امت ، بدون شايستگى متصدى منصب قضاوت مىگردد . در اين خطبه دو صنف از مردم مطرح مىشوند كه مبغوضترين مردم در نزد خدايند . دو كس در نزد خدا مبغوضترين مردمند . اول - كسى كه [ رابطهء خود را با خدا بريده و ] خدا او را به حال خود واگذاشته است . [ آن خودمحور خودرو ] از راه اعتدال منحرف گشته . با سخنان ضد اصل و دعوت به گمراهى دل خوش مىدارد . [ اين صنف از مردم اصلشكن ] وسيله اى براى برانگيختن آشوب و تشويش فتنه جويانندو راه گم كردگانى منحرف از هدايت و ارشاد رادمردان پيشين . [ اين نابخردان نابكار ] هم در دوران زندگى خود عامل گمراهى و تباهى پيروان و سرسپردگانشان مىباشند و هم پس از آنكه ديده از اين جهان بر مىبندند . اينان بار خطاها و انحراف ديگران را به دوش مىكشندو گروگان خطاهاى خويشتناند . دوم - كسى است كه انبوهى از نادانىها را در خود جمع كرده ، در ميان نادانان امت براى فريفتن مردم به همه سو مىشتابد . [ اين صنف كوردل ظلمتجو ] در تاريكى آشوبها و تشويشها مىتازد