* ( وَقَدْ خابَ مَنِ افْتَرى ) * ( 1 ) ( مأيوس و ساقط گشت كسى كه افترا زد ) . * ( وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى الله كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَه ) * ( 2 ) ( و كيست ستمكارتر از كسى كه افتراى دروغين به خدا بزند ، يا حقيقت را پس از آنكه روى به او آورد ، تكذيب نمايد ) . توضيح : 1 - در آيهء اول اين مضمون وجود دارد كه « افترازننده مردم را از روى جهل گمراه مىكند » ممكن است مقصود از اين مضمون استفادهء افترا زننده از جهل مردم بوده باشد ، يعنى خود شخص مفترى ، خلاف واقعبودن افترائى را كه مىزند ، مىداند ، ولى مردم از دغلبازى او آگاه نيستند . و ممكن است مقصود نادانى شخص مفترى باشد ، به اين معنى كه نتيجهء فاسد افتراء را كه از روى جهل است ، نداند . 2 - در بحث گذشته گفتيم كه ضرر ادعاهاى بىاساس در آن هنگام كه موجب منحرف ساختن انسانها از حيات معقول بوده باشد ، بيشتر از ضرر كشتارهائى است كه موجب شكستن قفسهء كالبد آدميان و پرواز خارج از نوبت ارواح آنان مىگردد ، زيرا منحرفساختن انسان از حيات معقول مساوى نابودكردن روح او است . واقعيت اين مقايسه را به اضافهء اين كه دليل عقلى مزبور اثبات مىكند ، آيات فوق نيز تأييد مىنمايند ، زيرا هم در آيات فوق و هم در آياتى ديگر كه در بارهء قبح افتراء و ادعاى بىاساس در قرآن آمده است ، شخص مفترى ظالمترين ظلمكنندگان معرفى شده است . 3 - در مجموع آياتى كه در بارهء افترا آمده است ، در حدود 20 آيه ادعاى خلاف واقع را افترازدن به خدا تعبير نموده است . توضيح اين مطلب چنين
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٥٦
هامش
( 1 ) طه آيهء 61
( 2 ) العنكبوت آيهء 68