تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
نشده است ، و اين موجود يك مجهول مطلق است كه هر نظريه اى در بارهء شناخت آن گفته مىشود ، پرده اى ديگر بر چهرهء واقعى آن مىكشد . حد وسط اين افراط و تفريط اينست كه ما در بارهء انسان خيلى چيزها مىدانيم و از اين دانستنىهائى كه در اختيار ما قرار گرفته است بهره بردارىهاى متنوع نموده‌ايم . ما انسانها با يكديگر تفاهم مىكنيم ، ارتباطات گوناگونى ميان خود برقرار مىسازيم و تا حدود قابل توجهى ، آيندهء انسان را پيشبينى مىكنيم ، و با مشاهدهء كيفيتهاى زندگى او ، علل و شرائط بوجود آورندهء آنها را درك مىكنيم . . . از طرف ديگر ما در بارهء پديده‌ها و فعاليتهاى مغزى و روانى آدمى جز با استفادهء مبهم از قوانين عمومى طبيعت برون ذاتى مانند قانون عليت ، و درك آثار فيزيكى و فيزيولوژى آن پديده‌ها و فعاليتها چيزى نمىدانيم ، ما لذت و الم را با انواع فراوانى كه دارند ، مانند نمودهاى فيزيكى كه بطور مستقيم به وسيلهء حواس يا در آزمايشگاه‌ها كه قابل مشاهده مىباشند نمىبينيم ، بلكه فقط آنها را در مىيابيم . ما در بارهء شناخت سرگذشت و آيندهء انسانها از تجزيه و تركيب پديده‌ها و رويدادهائى استفاده مىكنيم كه معمولا مىتوانند معلول عواملى باشند كه به جهت اشتراك در به وجود آوردن آنها قابل تعيين قطعى نيستند ، به عنوان مثال تاريخ براى ما مىگويد : ميان دو قوم با يكديگر در فلان زمان جنگ و پيكار بوده است ، چون مىدانيم كه جنگ ممكن است به عوامل گوناگون مستند باشد ، مانند امور اقتصادى ، مسائل ايده ئولوژيك ، برترىجوئى و خودخواهى ، لذا امكان ندارد كه يكى از آن عوامل سه گانه را به طور قطع عامل مشخص آن جنگ معرفى نمائيم . بلكه در آن موارد هم كه دخالت يكى از آن عوامل در جنگ مفروض براى شخص محقق چشمگيرتر بوده باشد ، باز نمىتوان حكم قاطعانه اى در انحصار آن عامل صادر كرد ، زيرا ممكن است عامل حقيقى جنگ برترىطلبى يا آزادىخواهى باشد ، در عين حال عامل چشمگير جنبهء ثانوى ، يا نتيجه اى