با قراردادن موضوعات مزبور در ديدگاههاى گوناگون ، كه اصل مهم در شناختها است تعريفهايى نسبتا رضايتبخش در بارهء آنها بدست بياوريم .
ما در شناخت ارزش از اصل مزبور استفاده نموده ، با تقسيم ارزش به انواع اساسى خود پيش مىرويم :
نوع يكم - ارزش استعمال
- اين ارزش كه مواد معينى را به وسيلهء كار به صورت كالا در مىآورد ، عبارت است از مفيديت موادى كه ناشى از خواص طبيعى و شيميائى آنها مىباشد . و موضوع داراى ارزش به وسيلهء همين خواص ، احتياجات و خواستههاى انسانى را اشباع و مرتفع مىسازد .
نوع دوم - ارزش مبادله اى
- عبارتست از ارزشى كه با نظر به مجموع جريانات عرضه و تقاضا و رقابتها در ميان توليدكنندگان و مسائل مربوط به پول و ساير پديدههاى اجتماعى بوجود مىآيد كه موجب نوسانات ارزش كار و كالا مىباشد . و اين ارزش معمولا با پول و گاهى با ساير مواد مفيد زندگى بيان مىگردد . تعريف كلى بها ( قيمت ) را از اين نوع ارزش مىتوانيم بدست بياوريم ، به اين ترتيب كه بها عبارت است از ارزشى كه در برابر كار يا كالاى عرضه شده پرداخت مىگردد .
نوع سوم - ارزش توجيه ذاتى
- اين ارزش مخصوص كارهايى است كه انسانها در راه توجيه خود در مسير هدفهاى زندگى فردى و اجتماعى خود انجام مىدهند . اين نوع ارزش به دو قسمت مهم تقسيم مىگردد :
قسمت يكم - ارزشهاى فكرى
اعم از علمى و فلسفى و هنرى و ايدئولوژيك