مختلف در روى مواد ، نه مجسم مىگردد و نه در آنها تبلور مىيابد ، زيرا خودكار هيچگونه نمودى جدا از حركات عضلانى ندارد ، مگر از يك ديدگاه عالى فلسفى و مذهبى كه همهء اعمال آدميان را در پشت پرده طبيعت قابل تجسم مىداند . به همين جهت است كه ما اين بعد را تجسم نقش و اثر كار عضلانى در روى مواد اصطلاح نموديم . به هر حال بعد تجسم مزبور عبارت است از كيفيتها و اشكال گوناگونى كه به عنوان نتيجه و معلول كار روى مواد اوليه نقش مىبندند ، توضيح اين كه هيچيك از خود اطلاعات و تجارب و آگاهى و هدفگيرىها و اراده و تصميم و فرماندهى شخصيت و عقيده ، داراى نمود فيزيكى و عينيتى نمىباشند كه در روى مواد نقش ببندند ، و گرنه ، مىبايست هزاران عدد از يك نوع كالاى شخص مانند استكان يا سنجاق كه از نظر ماده و شكل يكى مىباشند ، داراى تنوع و كيفيتهاى مختلف و متضاد باشند و آنگهى براى تحليل يك كالاى ساخته شده با برگردانيدن آن به مادهء اوليه خود ، جز تحليل يا از بينبردن نقش و كيفيتى كه بوسيلهء كار بوجود آمده است ، چيزى امكان پذير نيست ، مثلا شكل هندسى خاص استكان كه در اثر كار بوجود آمده از بين مىرود ، نه زمان و حركت عضلانى كه آن شكل را بوجود آورده است ، زيرا نه زمان نمود عينى در آن استكان دارد و نه پديدهء كار .
براى توضيح بيشتر اين مثال را هم مىتوانيم در نظر بگيريم كه در يك كارگاه ، با گردانيدن يك چرخ ، اجزاى گوناگونى از ماشين ، حركات مختلفى را ايجاد مىكنند كه هر يك از آنها نقشى معين در يك محصول بوجود مىآورد كه در نتيجه با گردش يك چرخ دهها نقش و دگرگونى متفاوت بوسيلهء قسمتهاى مختلف اجزاى ماشين در محصول نمودار مىگردد ، يا محصولهاى متفاوتى بوجود مىآيند . كار عضلانى كه در اين مثال انجام گرفته است ، تنها گرداندن چرخ است ، در صورتى كه آثار و نقشهها و دگرگونى كه در ماده بوجود آمدهاند متفاوت مىباشند . كار انجام گرفته كه گردش چرخ است در نمودهاى بوجود
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٢١