تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
از آن باقى نماند . حيات معقول انسانى در اين منطقه يك حقيقت مطلق است كه هيچ يك از مكتبهاى فلسفى و علمى قدرت قراردادن آن را در مجراى معامله و مبادله ندارد ، مگر با دادن مطلقى والاتر از آن . فلسفه بافىها و علمپرستيهائى كه اين محور اصلى را چه در قلمرو ذهن و چه در صحنهء عينى حيات ، بازيچه خود قرار بدهد ، جز خيالات مضره كه در صورت فلسفه و علم ابراز مىگردد ، چيزى ديگر نخواهد بود . مكتب اسلام هرگونه تلاش و فعاليت اقتصادى و سياسى و هنرى و حقوقى را روى همين محور ( حيات معقول انسانى ) قرار مىدهد و هيچ يك از آن امور را به طور جداگانه و گسيخته از محور مزبور نمىپذيرد ، به اين معنى كه اگر اقتصادى را مطرح مىكند در حقيقت براى حيات معقول انسانها پىريزى مىكند ، نه براى تيزكردن سلاح اقويا . اگر حقوقى را براى روابط اجتماعى پيشنهاد مىكند نه براى دفاع از قدرت قدرتمندان و تمايلات حيوانى حيوانصفتان . از اين اصل اساسى روشن مىشود كه كار و ارزش آن در اسلام ، در منطقهء « اقتصادى - انسانى » روى محور حيات معقول مطرح مىگردد ، نه بعنوان پديده‌هاى مستقل و دور از واقعيتهاى انسان .

حيات معقول چه معنى دارد

ما در اين مبحث با تعريفات و مسائل بيولوژى و پسيكولوژى حيات و هفت ميليون چون و چرائى كه در شناخت جوهر حيات به قول « اپارين » ( 1 ) وجود دارد كارى نداريم ، بلكه مىخواهيم حيات انسانى را با نظر به لزوم به فعليت رسيدن آن همه استعدادهاى مثبت كه دارد مطرح نموده ، به عنوان حيات معقول مورد بررسى قرار بدهيم . اين حيات يك پديدهء گسيخته از مجراى قوانين طبيعت نيست ، چنان كه پديده اى گسيخته و تجريدشده از پديده هاى

هامش
( 1 ) حيات ، طبيعت ، منشاء و تكامل آن - آ . اى . اپارين - ترجمه آقاى هاشم بنى طرفى صفحهء 183