نمودى را به وجود مىآورد كه يا به جهت ندرت امثالش جالب است و يا نشان - دهندهء اوج خيالپردازى هنرمند است و هيچگونه نتيجهء عينى مفيدى [ اگر چه با واسطههاى متعدد باشد ] ، براى انسانها ندارد . از اين نوع است فعاليتهاى هنرى تجريدى كه به هيچ وجه ارتباطى با واقعيتها ندارد . و آن نوع فعاليتها كه در جالبترين نمودها شكستن منطقهء حيات و اهانت عمدى به آن را در بر دارد ، مانند تابلوئى كه درندهء خونخوارى جاندار ناتوانى را از پاى در مىآورد و آقاى هنرمند براى نشاندادن بهره بردارى از قدرت مهار نشده با نكاتى كه در اثر خود به وجود آورده است ، [ اگر چه ناخودآگاه ] دستور صادر مىنمايد بعضى ديگر از فعاليتهاى هنرى ، محصول به كار بردن دهها قوانين كشفشده در راه مفيديتهاى زندگى بشرى بوده و احتياج به صرف انرژى ساليان دراز از زندگى و استهلاك مواد مفيد داشته تا يك خندهء نمكين مجسمه يا تابلوئى را نشان دهد كه همهء انسانها در طول عمر خود صدها بار واقعيت عينى خود آن خنده را مىبينند ، اگر آن همه نيروهاى سازنده در تنظيم حيات معقول بشرى صرف مىشد ، دردهاى زيادى از قلمرو بشريت مرتفع مىگشت .
به عقيدهء ما كه بر ملاحظات استعدادهاى درونى و نمودهاى حياتى برونى انسانها تكيه مىكند ، حقيقت اينست كه نيروى احساسات هنرى مانند ساير نيروهاى تعقل و اكتشاف و هوش و حدس در درون انسانها به طور ناب و قابل بهره بردارى مفيد وجود دارد ، و اين وظيفهء حياتى مديريتهاى اجتماعى است كه بايد آنها را با تعليم و تربيتهاى صحيح توجيه و قابل بهره بردارى بسازند .
6 - فعاليت فكرى سياسى
- كه عبارت است از تفكر منطقى و انديشههاى ابداعى براى ادامهء حيات معقول اجتماع تفاوت اين گونه كارهاى فكرى با نوع شمارهء سوم در اينست كه انديشه و تعقل در شمارهء سوم تنها هدفى كه منظور مىنمايد ادامهء جريان طبيعى موضوع و جلوگيرى از ورود اختلال بر آنها است ، در صورتى كه در فعاليتهاى فكرى سياسى به اضافهء كوشش مزبور ، كوشش