رياست براى استفاده از لذات دنيا بود ، بنابراين جا دارد كه ما از « لامنس » تعجب كنيم كه از اين چپاولگران جنايتپيشه دفاع كرده و على را كه امويين برضد او مكر و حيله نمودند ، سرزنش كند ! . . . » « 1 »
« ر . ف . بودلى » در كتاب خود مىنويسد : « . . . مشكلات على بعد از پيروزى در جنگ جمل ، تمام نشد . بلكه معاويه هنوز حاكم شام بود و خون ! عثمان را مىخواست ! و درواقع خون عثمان را بهانه و وسيله براى جنگ با على قرار داده بود .
اما على ، همانند جنگ جمل ، مايل نبود كه خون مسلمين ريخته شود ؛ لذا تا مىتوانست براى صلح كوشيد و براى نبرد هم خارج نشد ، مگر بعد از آنكه يقين كرد امويان جز جنگ چيزى نمىخواهند و منظورى ندارند . . . » « 2 »
جرجى زيدان مىنويسد : معاويه و همسرانش براى پيشرفت مقاصد فردى خود از هيچ جنايتى دريغ نداشتند ، اما على و همراهانش هيچگاه از راه راست و دفاع از حق و شرافت ، تخطى و تجاوز نمىكردند . . .
. . . دستهبندى و خريدارى افكار و عقايد ، بنىاميه را وادار ساخت كه كليهء قوانين و مقررات اسلامى را زير پا گذارده و به انواع وسايل پول به دست آورند و به مردم بدهند » . « 3 »
جرجى زيدان باز در كتاب خود مىنويسد :
هامش
( 1 ) الامام على . . . ج 5 ص 1240 چاپ بيروت ( توضيح ما درباره دودمان بنىاميه و معاويه ، در رابطه با همين بخش از كتاب جرداق است )
( 2 ) كتاب : الرسول ، حياة محمد تأليف « ر . ف بودلى » تعريب « عبدالحميد جودة السحار » و « محمد فرج » ط مصر
( 3 ) تاريخ تمدن اسلام ج 4 ص 84 و 94