وعاظ السلاطين و سيدقطب در العدالة الاجتماعية فى الاسلام و شيخ محمد غزالى در الاسلام المفترى عليه . . . و عبدالحميد جودة السحار در ابوذر الغفارى و قدرى قلعهچى در ابوذر غفارى و . . . در زمان رياست و خلافت عثمان ، سيستم حكومت اسلامى به كلى عوض شد و ابوذر اين وضع را نمىتوانست تحمل كند . او نمىتوانست ببيند كه عدهاى از مسلمانان گرسنه و برهنه باشند ، ولى يك گروه ويژه ، به عنوان زمامدار مسلمين ! در عيش و نوش باشند ، زيرا ابوذر دورهء عدالت اجتماعى و اقتصادى رسول اكرم ( ص ) را ديده بود و خوب مىدانست كه سيستم اقتصادى اسلامى چگونه است .
روى همين اصل بود كه با استناد به آيهء شريفهء ذيل ، مبارزهء خود را عليه حكام وقت شروع كرد : « والذين يكنزون الذهب و الفضة و لاينفقونها فى سبيلاللَّه فبشرهم به عذاب اليم ، يوم يحمى عليها فى نار جهنم فتكوى بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ما كنزتم لانفسكم فذوقوا ما كنتم تكنزون » ( كسانىكه طلا و نقره را ذخيره كرده و در راه خدا خرج نمىكنند ، به عذاب دردناكى آنانرا بشارت ده ، روزىكه آنها در آتش جهنم افروخته شده و پيشانيها و پهلوها و پشتهايشان با آن داغ مىشود ، اين است آنچه براى خود ذخيره كرديد پس بچشيد ( نتيجهء ) آنچه را براى خود ذخيره مىكردند . ) « 1 »
« ابناثير » مىنويسد : ابوذر مىگفت : مسلمان نبايد ، بيشتر از قوت يك شبانهروز را ( اگر ديگران نداشته باشند ) پيش خود نگهدارد . « 2 »
ابوذر ، اين طرز فكر را از رسولاللَّه ياد گرفته بود و لذا وقتىكه به
هامش
( 1 ) قرآن مجيد ، سورهء توبه آيهء 34 و 35
( 2 ) عصر المأمون ، ج 1 ص 8