تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2307

مساهمون:

ص٢٣٠٧
مىدهد ، خون مستمندان و بيچارگان ريخته شود . تنها به اين جهت كه براى وى ارزشى قائل نيستند و ولايتعهدى يزيد را قبول ندارند و حاضر نيستند كه خاندان على ( ع ) را كه مظهر اخلاق و شرف و انسانيت و كمال هستند ، مورد اهانت قرار دهند . دربارهء مردى كه براى ستايش چهره‌هاى ننگين اموى تمام نيروهاى علمى و حماسى خود را به كار مىاندازد ، چه مىتوان گفت ؟ به نظر ما او دشمن سرسخت روح عربى خالصى است كه نماد كامل آن على ( ع ) است نه معاويه . تازه اين در صورتى است كه زياد بر او سخت نگيريم و او را طرفدار مكتب استبداد و خيانت‌پرور ماكياولى ندانيم . آرى روشى كه اين خاورشناس در جسارت به مقام والاى على ( ع ) پيش گرفته است ، براى وى تنها در يك صورت فايده دارد ، و آن عبارت است از مخالفت با تمام ارزشهاى انسانى و زيرپا گذاشتن حقايق تاريخى و تعظيم و تجليل از سنگدلى و جفاكارى و انحراف وجدان و عربده‌كشى خودخواهان فاسد ! روش او روش تحقيق علمى نيست . بلكه بيشتر به روش نظاميان ، آن هم در ميدان جنگ شباهت دارد كه هركس در راه كسب پيروزى فريبكارتر باشد ، برترى دارد . نمىدانم اگر درباره سقراط از وى سؤال شود ، چه مىگويد ؟ آيا سرگذشت شجاعانه وى را هم مثل سرگذشت على بن ابىطالب ( ع ) مورد مطالعه قرار مىدهد ؟ ! آيا سقراط را هم كه مردى بزرگوار است ، به باد ناسزا مىگيرد ؟ ! يا اين كه روش او را درخور احترام مىشناسد ، و او را يكى از يادگاران بزرگ اخلاق و فضيلت مىبيند ؟ اگر روش اول را انتخاب كند پس طرفدار فلسفه ماكياولى است . و اگر روش دوم را