چنان كه اگر بگوييم اينان در كشف بسيارى از حقايق تاريخى در زندگى عرب باستان ، سهمى بسيار دارند ، گزاف نيست . همهء اينها به خاطر اين است ، كه روشهاى علمى آنها براى تحقيق و كنجكاوى ، بدون نقص و كامل است . گذشته از اين ، آنها هرگاه كار تحقيق درباره يكى از موضوعات تاريخى را به عهده مىگيرند ، با صبر و تحمل خاصى آن را انجام مىدهند .
در اينجا ناچاريم آن عده از خاورشناسان نيرنگ باز و غرضورز را كه امكانات علمى خود را در راه تحريفِ حقايق و واژگون نمودن وقايع به كار انداختهاند و اهداف پست و زشتى را دنبال مىكنند ، استثنا كنيم .
در ميان ايشان ، عده كمى وجود دارند ، كه از عدالت و انصاف ، كنار افتادهاند . اين دورى يا به دليل نگاه استثمارگرانهء غرب به شرق است و يا به دليل سهو و اشتباه صرف . دربارهء اين گروه بايد بگوييم اين بيگانگان و اين فرزندان قرن بيستم ، از اينكه بتوانند حقيقت اوضاع زندگى شرقيان قديم و طبيعت و روحيات و محيط آنها را دريابند ، ناتوان هستند . بديهى است كه همه حقايق انسانى ، در برابر هر مقياسى سرفرود نمىآورد .
پيش از آن كه دربارهء خاورشناسان و نظر آنها درباره على ( ع ) و گذشته شرق عربى گفتگو كنيم ، ناچاريم دربارهء گروهى از رجال برجسته و غيرمستشرق اروپا بحث كنيم ، تا بر آن عواطف شريف انسانى درود بفرستيم كه تحت تأثير مرزهاى شرق و غرب قرار نمىگيرند و آن اشتباهات تاريخى را كه قومى را از قومى دور مىسازد ، ملاك قضاوت قرار نمىدهند و نيز در برابر مردمى كه
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 2292
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٢٩٢