تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨

از اعتقاد به يگانگى خداوندى كه تجزيه مىشود به ( اعتقاد ، يگانگى ، خدا ) . عقيده و اعتقاد عبارت است از وابستگى روانى بيك موضوع . اين وابستگى موضوع مورد اعتقاد را به صورت عنصرى فعّال در سطوح روانى درميآورد مانند ساير عناصر . در حقيقت وقتى كه موضوعى مورد اعتقاد و ايمان قرار مىگيرد ، روح آدمى دگرگون مىگردد و با وابستگى مزبور مشغول مديريت زندگى مىگردد . البته رسيدن به اين گونه دگرگونى در روح ، در اشخاص و جوامع با نظر به شرايط برونى و درونى فوق العاده مختلف مىباشد . و به هر حال عاليترين مرحلهء اعتقاد همان است كه متذكر شديم . يگانگى - اين يك مفهوم بسيار وسيع و عميقى است كه از عدد 1 تجريد شده در ذهن گرفته ، تا يگانگى خداوندى را مىتواند در بر بگيرد . براى توضيح اين مفهوم مجبوريم انواع عمدهء يگانگى ( وحدت ) را متذكر شويم : ( 1 ) نوع يكم - وحدت عددى است كه آن را واحد ( يك ) مىگوئيم كه ما بعد صفر و آغاز عدد و مبناى آن مىباشد . نوع دوم - وحدت كلى است كه از افراد و مصاديق معينى انتزاع مىشود مانند وحدت انسانى در همهء افراد و اصناف و وحدت حيوانى در همهء جانداران و وحدت نباتى در همهء نباتات و وحدت جسمانى در همهء اجسام و وحدت واقعيت در همهء واقعيتها و وحدت مفهومى در همهء مفاهيم كه آن را وحدت نوعيه هم مىگويند . در عبارت معمولى مىگوئيم : افراد و اصناف انسانها در انسان بودن يگانگى دارند و همچنين جانداران . نوع سوم - وحدت تشكل يافته از اجزاء كه در سيستمها بوجود مىآيد ، اين وحدت ممكن است با نظر به وحدت عوامل ايجاد كنندهء مجموع متشكل بوجود

هامش
( 1 ) مقصود ما در اين مباحث از يگانگى و وحدت معناى مصدرى و تجريدى آن نيست كه ساختهء ذهنى محض است ، بلكه مقصود ما : خود يگانه و واحد است . نيز در اين مورد با مسائل فلسفى كلاسيك وحدت و كثرت از نظر تقابل و خواص آن دو كه مشروحا در فلسفه مطرح مىشود ، كارى نداريم .