از آن تحقيقات فراوان كه در تحقيق و توضيح موضوع مورد بحث ما بسيار جالب به نظر مىرسد ، تابلويى بسيار طبيعى است كه جرج جرداق نويسندهء معروف عرب كشيده است ، ما به نشان دادن بعضى از فرازهاى آن تابلو با ترجمهء خودمان قناعت مىكنيم :
محيط طبيعى
سرزمينى معجزه در موقعيت آن روز : ( از جهت پستى و سقوط و بدبختى مردم و نامناسب بودن محيط طبيعىاش ) .
و سرزمينى معجزه براى آينده : ( به جهت خدمتى جاودانى كه به انسانيت انجام داد و رسالتى كه راه تكامل را براى همهء بشريت هموار ساخت ) .
دشتهاى بسيار پهناور ، كه اگر بارانها سيرابش مىكرد و سبز و خرّم مىگشت ، گرسنگان روى زمين را سير نموده برهنگان جهان را لباس مىپوشانيد .
گسترش شگفتانگيز بيابانهايش از حدود خيال بالاتر و از قالبگيرىهاى تصور بيرون بود . دشت و بيابانهايى كه گويى نخستين دوران تكوّن خود را سپرى مىكند . ريگزارهايى به صورت تپّهها و پيچاپيچ و گسيخته از هم . كوه هايى خشك و كمارتفاع و بيابانهايى آتشزا و شعله ور ، نه آمادهء كشت و كار و نه براى سكونت مناسب . آنجا كه كشت و كار نباشد ، امكان سكونتى براى انسان نيست . گرمايش از سختترين گرماى اقاليم دنيا . با اين كه سه دريا آن سرزمين را در ميان خود گرفته است ، جز بارانهاى مختصرى در بعضى از نقاط آن شبه جزيره رطوبتى وجود ندارد . با فرود آمدن آن بارانهاى گسيخته و اندك گاهى سبزى با طراوت و خرمى در آن نقاط پديدار مىگردد ، ولى ديرى نمىگذرد كه بادهاى مسموم بر همان روئيده هاى با طراوت وزيدن مىگيرد و نه تنها آن نورسيدههاى سرسبز را خشك مىسازد و از بين مىبرد ، بلكه گاهى حيات جانداران را پايان مىدهد .
بينوا شعراى آن ريگزارها كه با وزش موجى از نسيم صبا از طرف شرق ،