تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
يكديگر و گسيختن آنان از همديگر كه از حوادث استثنايى مانند جنگ و مصائب طبيعى ، دامنگير عموم مىگردد . مسلم است كه پس از مرتفع شدن عامل مزبور ( جنگ يا مصائب طبيعى عمومى ، ) اگر گردانندگان اجتماع و مواد و عوامل حيات اجتماعى سالم و طبيعت معتدل خود را از دست نداده باشند ، پديدهء مزبور يعنى فساد و بىاعتمادى افراد به يكديگر و گسيختن آنان از همديگر ، دير يا زود مرتفع مىگردد و اجتماع مسير طبيعى خود را پيش مىگيرد . 2 - پديده‌هاى مفيد و زودگذر ، مانند : بروز نوابغى كه نتايج فكرى ثمربخش آنان ، مدتى محدود ، آثار سودمندى به اجتماع مىبخشد و سپس به جهت عدم استعداد جامعه براى هضم و تقويت و ادامهء آن نتايج فكرى ، اجتماع به حال ركود برمىگردد و نمىتواند از آنها بهره بردارى نمايد . همچنين مانند استخراج مواد زيرزمينى مفيد كه به جهت محدوديت مقدار آنها ، مدتى از زمان را سود به اجتماع مىدهد و سپس نابود مىگردد . 3 - پديده‌هاى پايدار و مفيد كه از عواملى ريشه دار سرچشمه مىگيرند و دائما بنفع اجتماع مىباشند ، مانند : قوانين و حقوق منطقى و عادلانه كه از ريشه هايى مانند دين و آداب و رسوم و اخلاقيّات اصيل بوجود مىآيند و زمانهاى طولانى در صلاح اجتماع فعاليت مىكنند ، مانند آب و هواى معتدل محيط طبيعى ، كه در اعتدال مزاجى و روانى اعضاى اجتماع اثرى قابل توجه بوجود مىآورند . 4 - پديده‌هاى مضر و پايدار - اين نوع از پديده‌ها مستند به ريشه هائى منحرف و عوامل رسوخ يافته در اجتماع است كه گاهى قرن يا قرنهاى طولانى مىتواند اجتماعى را در سيه چال نكبتها فروبرد ، مانند محيطهاى طبيعى نامناسب و بهم خوردن اصول آرمانى و نبودن حقوق و مقررات شايسته و يا فساد اجرا كنندگان قوانين و ريشه دار بودن خودخواهىهاى فردى و غير ذلك . اين پديده‌ها چنان كه جامعه شناسى تاريخ اقوام و ملل نشان مىدهد ، دردهاى بىدرمانى ببار مىآورد كه از حدّ توصيف تجاوز مىنمايند . دوران و جامعه اى كه