خود اسباب خوشگذرانى و ثروت اندوخته بودند ؛ اما در زمان على ( ع ) اميدى به بازگشت آن روزها نداشتند و آرزوهاى خود را بر باد رفته مىديدند .
اما كسانى از مردم حجاز كه با على ( ع ) همراهى مىكردند عبارت بودند از فقرا ، مستمندان و اصحاب پيامبر ( ص ) ، پرهيزكاران و خردمندان . آنان سيرهء على ( ع ) را همان سيرهء پسر عمويش پيامبر مىدانستند كه هيچ فرقى ميان آن دو ، جز اختلاف زمان و موقعيّت وجود نداشت .
مشابهت سيرهء على ( ع ) و پيامبر اكرم ( ص ) را اين نكته تأكيد مىكند كه دشمنان على ( ع ) نيز همان طايفهء قريش بودند .
على ( ع ) مىگويد : « قريش را در ضلالت و گمراهى و پيروى از هواهاى نفسانى و طغيان در كبر رها كن ، زيرا همانگونه كه اينها براى جنگ با پيامبر خدا ( ص ) متّحد گشتند ، براى جنگ با من هم متفق شدند ! »
اما در شام ، معاويه عليه او حيلهگرى و شيطنت مىنمود و با سياستى كه داشت مىكوشيد كه مردم را عليه على ( ع ) تحريك كند و در مواردى كه بخشش و وعده مفيد بود ، از اموال بيتالمال بهرهبردارى مىكرد . معاويه سربازانى داشت كه فرماندهى آنها را خود شخصاً به عهده داشت و بهترين تعريفى كه مىتوان دربارهء آنها كرد اين است كه آنها مزدور و نادان بودند . معاويه ، هم جيرهء آنها را مىداد و هم مىكوشيد كه همچنان در نادانى خود باقى بمانند .
ماجرايى كه نقل خواهد شد ، با همهء سادگى و اختصار ، واقعيّت سربازان معاويه و اعتراف وى را به حقانيّت دشمن خود آشكار
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1886
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٨٦