سوى ديگر از خشم و ناراحتى آنان بكاهد . او به آنان چنين گفت :
« چه چيزى شما را در راهى واحد افكند ؟ در حالى كه شما از مدينه به صورت پراكندهبيرون رفتيد و هردستهاى راهمخصوصى درپيش گرفت ؟ ! »
قبلًا گفتيم كه وقتى مردم برعليه عثمان قيام كردند ، على ( ع ) بر خلاف ميل درباريان و مشاورين او ، خطاب به وى فرمود : « مردم جمع شده و دربارهء تو مطالبى به من گفتهاند . . . »
هدف علىبن ابيطالب ( ع ) از اين شيوه ، ممانعت از گسترش اختلاف مردم با مركز خلافت بود كه حادثهاى رخ ندهد كه به خير مسلمانان نباشد ؛ زيرا على ( ع ) اعتقاد داشت كه اصلاح ، كارى است ممكن و مىتوان فساد را بدون خونريزى و اختلاف ، معالجه كرد .
شهامت على ( ع ) كمنظير بود . او در ناراحتى شديدى قرار داشت و دربارهء مشكلات كار خود و عثمان فكر مىكرد ، اما كوچكترين عكسالعملى از خود نشان نمىداد . عثمان به على ( ع ) دستور مىداد كه از مدينه خارج شود و بار ديگر فرمان مىداد كه به مدينه برگردد ؛ و على ( ع ) هر بار دستور عثمان را بدون اينكه توضيحى بخواهد ، مىپذيرفت .
محور شهامت على ( ع ) علاقه به كمك به ديگران بود و اين علاقه براساس عطوفت و مهربانى نسبتبهمردم درمواقع سختودشوار استوار بود . اين مطلب بارها تكرار شد كه عثمان چون مىخواست على ( ع ) از چشم دوستان و علاقمندان خود دور باشد و مردم او را فراموش كنند ، دستور مىداد كه از مدينه بيرون رود ؛ على ( ع ) هم دستور عثمان را مىپذيرفت . و هنگامى كه عثمان موقعيت خود را در خطر مىديد ، على ( ع ) را دوباره به مدينه دعوت مىكرد تا براى مردم سخنرانى كند !
عثمان بارها اين كار را تكرار كرد . تا آنجا كه على ( ع ) يك بار به ابن
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1831
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٣١