كه حتى مالكاشتر هم متهم به پيروى از ابنسبا شده است . « 1 » و در نامهاى كه زياد بن ابيه پس از دستگيرى حجربن عدى الكندى صحابى معروف با يارانش ، از بصره به معاويه فرستاد مىنويسد : « سركشانى از دستهء سبائيه كه رئيس آنها حجربن عدى است ، با اميرالمؤمنين ! معاويه مخالفت ورزيدند . و خدا ما را بر آنها مسلط كرد » . « 2 » ) .
بههرحال يك فرد پژوهشگر واقعگرا ، وقتى جريانات مربوط به ابنسبا را بررسى مىكند ، نمىتواند باور كند كه ابنسبايى واقعاً وجود خارجى داشته است . . .
راستى اين ابنسبا چطور توانست آن همه قدرت و سيطره را به دست آورد ؟ و زير گوش عثمان و واليان و فرمانداران شمال قيام كند ؟ و سرانجام هم بر اجتماع آن روز مسلمين مسلط گردد ؟ ! . . .
اين ابنسبا كيست كه طول و عرض همهء شهرهاى مسلمين را مىگردد و تبليغ مىكند ، ولى شمشيرهاى امويان جواب او را نمىدهد ؟ ! و حداقل دستى از فرمانداران عثمان ! دراز نمىشود كه او را دستگير و يا تبعيد كند ؟ !
از اين گذشته ، پيروان ابنسبا چه كسانى بودهاند ؟ ! على كه شيعهاى جز اصحاب خاص رسولاللَّه ( ص ) نداشت ؟ پس اگر ابنسبايى وجود داشته ، پيروان او هم لابد از اهل سنت بودهاند !
اين ابن سباى يهودى ! با اين نبوغ و سياست ، چرا اصولًا در تاريخ يهود اسمى ندارد ؟ و سرانجام او به كجا رسيد و اتباع او چطور شدند ؟ . . .
هامش
( 1 ) على و فرزندانش ، صفحه 115
( 2 ) كتاب حجربن عدى ، نوشتهء آقاى كمرهاى ط طهران ص 66 و 67