تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1727

مساهمون:

ص١٧٢٧
مردم كوفه پس از آنكه وليد ، فرماندار آنان شد گفتند : « عثمان با توهين به پيروان محمد ، مىخواهد براى برادر خود ، كرامت به دست آورد . » گرچه عثمان شكايات و اعتراضات فراوانى نسبت به وليد شنيد ؛ اما بدون اعتنا به گفتهء معترضين - كه بيشترشان از ياران اصلاح‌طلب پيامبر ( ص ) بودند - وليد را از كار بر كنار نكرد . موضع عثمان نسبت به وليد ، همان موضع وى درباره خويشان خود بود . نظر و اعتراض كسى را دربارهء آنها نمىپذيرفت . ابن عبدربه در كتاب العقد الفريد ، از سعيدبن مسيب نقل مىكند : « هنگامى كه عثمان به حكومت رسيد ، ياران رسول خدا ( ص ) زمامدارى او را ناپسند مىشمردند ، زيرا عثمان از بنىاميه حمايت بسيارى مىكرد و فرمانداران او افرادى بودند كه ياران محمد ( ص ) با آنها مخالف بودند و بسيارى از اوقات به عثمان دربارهء كارگزاران و فرماندارانش اعتراض مىكردند ؛ اما او اعتنايى نمىكرد و آنها را عزل نمىنمود . » وليد ، فرماندار كوفه از اشعار هجو « حطيئه » در امان نبود . اين شاعر در اشعار خود چنين مىگفت : « حطيئه در پيشگاه عدل الهى گواهى مىدهد كه وليد خيانتكار است ، موقعى كه نماز مردم به پايان رسيده بود ، در حالى كه مست بود و فكرش در اثر شراب از كار ايستاده بود گفت : آيا مىخواهيد برايتان بيشتر نماز بخوانم ! » عده‌اى از مردم كوفه پيش عثمان آمدند و به اعمال ناشايسته و زشت وليد شهادت دادند . عثمان به جاى اينكه به شكايات آنها ترتيب اثر دهد ، آنها را تهديد كرد و تازيانه زد . شهادت‌دهندگان گناهى
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 1727 | جورج جرداق / خسرو شاهى