حقوق » كه به سال 1698 صادر شده بود ، همهء حقوقى را كه پادشاهان بريتانيا مخالف آن بودند ، تصويب مىكرد و در آن چنين آمده بود :
1 . موقوف داشتن و تعطيل اجراى هر قانونى ، با پارلمان باشد .
2 . هيچ دادگاهى اعم از كليسايى و غيركليسايى ، بدون اجازهء 2 پارلمان تشكيل نشود .
3 . اخذ ماليات بدون اجازهء پارلمان انجام نيابد .
4 . هر يك از افراد ملت حق داشته باشند كه بدون ترس از زندان ، حرفهاى خود را به پادشاه بگويند .
5 . پادشاه بدون اجازه پارلمان حق سربازگيرى و قشوندارى در موقع صلح نداشته باشد .
6 . انتخاب آزاد باشد .
7 . آزادى گفتار و بيان تأمين گردد .
و از آنچه كه گفتيم خوانندگان مىفهمند كه مردم انگلستان چگونه امپراطورى را بهقتل رسانيدند و ديگرى را مجبور كردند كه سر خود را فرود آورد ! و سومى را وادار به فرار نمودند ! . « 1 »
و بدينترتيب مردم انگلستان در پيكارى كه انسانيت در راه آزادى و بر ضدتجاوزكاران ، واردآن شدهبود ، شركت جست و سهم خود را ادا نمود ! .
هامش
( 1 ) . با مختصرى تصرف از كتاب الثورات سلامه موسى ، صص 57 - 52 ( مؤلف ) . مشروح اين ماجراها را مىتوانيد در كتاب تاريخ قرون جديد ترجمه دكتر سيد فخرالدين شادمان و همچنين كتاب سير حكومت مشروطه در انگلستان نوشته پرويز پرويزفر ، چاپ تهران و سرزمين و مردم انگلستان از اليشيا استريت ، ترجمه سيد محمد سجادى بخوانيد . براى جلوگيرى از تفصيل ، ما در اين زمينه توضيحاتى نمىافزاييم . م