بهوجود آورده بود ، افزود ، زيرا او ميل داشت كه راه را براى نفوذ و حكومت فرزندانش هموار سازد ! .
مبارزه بين پاپ و حكومت استبدادى مطلق ، از طرفى ، و ساوونارولا و جمهورى ملى ، از طرف ديگر ، بهمرحلهء نهايى خود رسيد و پيكار به شكل و مرحله جديدى از تصادم و شدت وارد گرديد . « ساوونارولا » در ميان توده مردم ايستاد و گفت :
« مىدانيد اين همه جنگ و نبردى كه بر ضد من بهپا داشتهاند ، براى چيست ؟ دليلى جز اين ندارد كه من فساد فرومايگان را افشا ساختهام ! اين پدران روحانى از خداوند دور شدهاند . امروز پدران روحانى و رجال دينى ، هميشه و در همه جا از فرزندانشان سخن مىگويند ، « 1 » مگر زن بدكاره چه مىكند ؟ . . . در تخت سليمان مىنشيند
هامش
( 1 ) . مراد وى پاپ نيرنگ باز ، السكاندر بورژيا است كه بدون احساس كوچكترين شرم و حيايى از فرزندان خود صحبت مىكرد ( مؤلف ) .
البته خوانندگان محترم مىدانند كه ازدواج براى پدران روحانى ، از نظر مسيحيت ساختگى پاپها ، عمل شرمآورى است و « همه مردم اروپاى جنوبى كشيشى را كه زناشويى كرده باشد ، نه تنها بىدين مىشمارند ، بلكه او را بىعفت ، ناپاك و تنفرآور مىدانند . . . » ( از كتاب در آزادى ، تأليف « جان استوارت ميل » ، ترجمهء دكتر محمود صناعى ص 199 ) .
و عدم مراعات اين حكم از طرف پاپ بورژيا ، و ازدواج وى ، موجب بدنامى بيشتر وى گرديد و از همينجاست كه مورخان نوشتهاند : « الكساندر ششم آنقدر در بدكارى شهرت دارد كه همينقدر كافى است بگوييم وى علناً ابوت اطفال خود را تصديق كرد . . . » ( به تاريخ تمدن غرب و مبانى آن در شرق ، جلد اول ، ص 424 مراجعه شود ) .
البته عدم ازدواج رسمى ! پدران روحانى مسيحى موجب انحراف جنسى شرمآورى مىشود كه نمونههايى از آن را « ژانژاك روسو » در كتاب اعترافات خود ج 1 ، صفحات 87 و 123 و 171 چاپ جديد ، آورده است و همچنين « ژان بكاچيو » فلورانسى در كتاب « دكامرون » نقل كرده است ( به ترجمه فارسى دكامرون ، جلد اول صفحات 30 - 35 ، 46 - 49 ، 52 - 54 ، 135 - 138 ، 166 - 172 ، 178 - 184 ، 184 - 189 ، 200 - 218 ، 219 - 230 ، 264 - 275 ، 407 - 411 ، 412 - 414 ، 428 - 441 ، 453 - 458 ، 510 - 515 و 524 - 529 و جلد دوم صفحات 25 - 29 و 67 - 70 مراجعه شود ) ! .
و تازگىها كه بساط حرمسرايى از دربارهاى سلاطين شرق برچيده مىشود رؤساى كشورهاى غربى همراه پدران روحانى در غرب ! مخفيانه حرمسرا تشكيل مىدهند ، و ما در اين زمينه فقط به نقل يك خبر بدون تفسير ، اكتفا مىكنيم :
« نيويورك ، آسوشيتدپرس ، پليس نيويورك يك كشيش را به اتهام واردكردن ضرب و آدمدزدى بازداشت كرد . در حرمسراى اين كشيش يازده زن زندگى مىكردند . اين كشيش زنهاى خود رادر مخفىگاه خصوصى در يك معبد در حومه نيويورك نگهدارى مىكرد و پليس پس از حفارى و كندوكاو بسيار به اين حرمسراى جالب ! دست يافته است » ( از روزنامه كيهان ، شماره 6624 مورخ يكشنبه 14 شهريور 1344 ) - و اخيراً كتابى نيز در امريكا منتشر گرديده كه نشان مىدهد جناب « جان اف . كندى » رئيس جمهورى اسبق امريكا با 1700 زن رابطه داشته است . . . با اين وضع ، آيا نبايد در دنياى اسلام مثلًا « تعدد زوجات » يك امر « غيرانسانى » ! اعلام گردد ؟ ! م