تبع آن اوضاعى كه مىبينيد براى ما بهوجود مىآيد كه مىخواهيم از كثافتكارىها دور بمانيم و افكار كسانى را روشن سازيم كه معتقدند : پاپ ممكن است همان خداوند باشد ! و نيروى او مسلط بر زمين و آسمان است ! » « 1 »
* * * « ساوونارولا » در يك سخنرانى ، رجال دينى مسيحى دوران خود را چنين معرفى كرد :
« . . . آيا اطراف آنان پر از بردگان و نوكران نيست ؟ آيا آنان را اسبها و سگهاى شكارى احاطه نكردهاند ؟ آيا كاخها و قصرهاى آنان از ابريشم و تجملات اشرافى پر نيست ؟ . . . آز و طمع آنان بىپايان است . آنان هر كارى را بهخاطر طلا و پول انجاممىدهند و ناقوسها رابهخاطر اشباع حرص و گرسنگى خود بهصدا در مىآورند . آنان جز پول و ثروت چيزى نمىخواهند و هرگونه فضيلت و وجدانى را مىفروشند « 2 » ! او خطاب به مردم فلورانس گفت :
هامش
( 1 ) . همان ، ص 192
( 2 ) . براى تأييد گفتههاى « ساوونارولا بايد به يك حقيقت تاريخ نيز اشاره كرد و آن اينكه پدران روحانى مسيحى براى بهدست آوردن پول به شرمآورترين و ضد انسانىترين كارها نيز دست زدهاند كه از آن جمله اداره مراكز فساد و فحشاء بوده است : « . . . سن لوئى چون فوقالعاده مذهبى و متعصب بود ، خانههاى مخصوص را بست و اموال آنها را ضبط كرد . . . فقط سلطان مقدس خيرخواهى مانند سنلوئى مىتوانست با واسطههايى كه بهظاهر خود را خدمتگزار نظم اجتماع و مذهب مىدانستند و در حقيقت دلالان اين بدبختى بودند ، مبارزه نمايد ، ولى آنها دست از كار خود نكشيدند و خانهها را بهصورت مؤسسات مذهبى تحت حمايت مادران مقدس در آوردند و هر سال در موقع معينى آنها را با البسه روحانى ! در خيابانها مىگرداندند .
در آن زمان در « ونيز » و « آوينون » در زير ديوار قصر پاپها نيز اين خانهها وجود داشت . . . كار بهجايى رسيده بود كه حتى سن توماداگن مرد مقدس و فيلسوف شهير نيز مىنويسد : كشيشهاى پرپنيان دفترى تهيه كرده و اعانههايى از جهت تشويق مردمى مبنى بر اينكه كمك به اين گونه خانهها و فواحش از اعمال نيك مذهبى ! است و به بهشت مىرساند ، به در و ديوارهاى شهر مىچسبانند . » از كتاب فحشاء و واسطگى ، نوشته « ژان گابريل مانسينى » نماينده سازمان ملل ، ترجمه خانم فروغ شهاب ، چاپ تهران ( سرى چه مىدانم ) ، ص 36 . م