را مجبور به عقبنشينى ساختند و « ساوونارولا » همچنان پرچم آزادى را در قبال تجاوز و سركشى پاپ و خاندان مديسى ، به اهتزاز درآورد . . .
البته خاندان مديسى بار ديگر به كمك و پشتيبانى پاپ بر فلورانس حمله كردند ولى اينبار نيز شكست خورده و عقبنشينى نمودند .
« ساوونارولا » بر حمله خود بر ضد « الكساندر بورژيا » و پدران روحانى ! و طبقهء حاكم سابق و تجاوزكاران افزود و اين گروه هم بهويژه الكساندر بورژيا كه بيشتر از همه احساس دشمنى نسبت به ساوونارولا مىكرد و از تعليمات آزادىبخش وى مىترسيد بر كينه و خشم خود افزودند ! . پاپ چند بار براى ترور وى توطئهچينى كرد ولى با شكست و رسوايى روبهرو شد ، موعظهكردن را براى او ممنوع ساخت ولى او به وعظ خود ادامه داد . . . و سپس پاپ تهديد كرد كه او از همه چيز محروم خواهد شد ، ولى « ساوونارولا » هراسى بهخود راه نداد .
پاپ بسيار سعى مىكرد كه ماهيت آلودهء هدفها و هوسهاى سياسى خود را نسبت به تسلط بر « فلورانس » از انظار عمومى مخفى نگهدارد ، ولى « ساوونارولا » هدفها و هوسهاى پاپ را افشا كرد و وى را رسوا ساخت و رسماً اعلام داشت كه از هيچ كس نمىترسد و به مردم هشدار داد كه دشمنانش به آن جهت بر وى حمله مىكنند كه او يار و همفكر و همدرد ملت است و آنان تبهكاران نيرنگبازى بيش نيستند ! .
سپس پاپ « الكساندر بورژيا » كوشيد كه وجدان « ساوونارولا » را با پرداخت رشوه بخرد و به همين منظور نمايندهاى پيش وى فرستاد و
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى) — صفحة 619
مساهمون: جورج جرداق
ص٦١٩