مقام كاردينالى را به او پيشنهاد كرد ! ولى راهب انقلابى از اين پيشنهاد غيرمترقبه سخت برآشفت و آن را نپذيرفت و نفرت و انزجار شديد خود را نسبت به رشوهدادن پاپ ، براى جلبنظر وى ، ابراز داشت و به نماينده پاپ گفت كه : به ارباب خود بگو كه پاسخ مرا در « وعظ و سخنرانى آينده » خواهد فهميد ! .
او در « سخنرانىآينده » به « پاپ » و بهماهيت « رشوه » بهشدت حملهكرد . . .
و بدين ترتيب وجود اين راهب انقلابى خطرى جدى براى پاپ و پدران روحانى و امرا و اشراف در ايتاليا و خارج از ايتاليا كه آنان را تبهكاران و بدكاران مىناميد بهحساب آمد . خبرهاى مربوط به اقدامات وى در بسيارى از نقاط جهان انعكاس يافته مورد توجه قرار گرفت و آنگاه امرا و نجباء ايتاليا براى چاپلوسى و نزديكى به وى نامههايى به او فرستادند ، چنان كه نامههاى تشويق و تقدير از آلمان ، فرانسه و انگلستان بهدست وى رسيد و سلطان عثمانى هم خواست كه سخنرانىهاى وى به زبان تركى ترجمه شود .
پاپ و همكارانش بر نيرنگ و حيله افزودند و او به همه آنان چنين گفت : « اگر من پيشنهاد كنم كه قوانين شايستهاى براى رفاه و آزادى توده وضع شود ، چه خواهد شد ؟ همين گروه مرا سنگباران خواهند كرد ، چون من بهكار نيكى اقدام نمودهام » « 1 » . ولى استقامت و سرسختى « ساوونارولا » در راه خود ، بر خشم و ناراحتى پاپ و كينهتوزى و تمايل وى براى برچيدن جمهورى فلورانس ، كه ساوونارولا آن را
هامش
( 1 ) . سافونارولا از « حسن عثمان » ، ص 180