در كمين حكومت ملى و رهبر آن ، « ساوونارولا » نشسته بود ، ياران و هواداران راهب بزرگ نگهبان وى بوده و در پيروى از تعليمات وى و در دفاع از خود او و از حكومت ملى ، در مواقع خطر كوشش فراوان بهكار مىبردند . « 1 »
در نتيجه حملهاى مسلحانه كه بر ضد فلورانس و بهرهبرى بازماندگان خاندان « مديسى » بهوقوع پيوست و بهوسيله « ساوونارولا » شكست خورد ، راهب انقلابى تصميم گرفت كه خطرها و ضررهاى جبرانناپذير تبهكاران و تجاوز و ديكتاتورى را براى مردم تشريح كند « 2 » و از گفتههاى جالب او در تعريف « ديكتاتور » و « حاكم سركش » اين جملات است : « مفهوم ديكتاتور آن است كه بدكردارترين افراد براى غارت هر چيزى بهسود خود و براى خود بكوشد و سهمى بهديگران ندهد . ديكتاتور دشمن خدا و دشمن توده است . ديكتاتور و حاكم سركش فردى خودخواه ، آزپرست و عاشق شهوات و خوشىهاى خويش است و چون اينها همه پستى و فرومايگى است ، ديكتاتور هم جامع هرگونه فرومايگى است كه ممكن است در انسانى پيدا شود و بدينترتيب همه حواس وى دگرگون مىگردد : چشمان او با نگاه بهكارهاى ناروا تباه مىشود و گوشهاى وى با شنيدن چاپلوسىها فاسد مىگردد . . . و به همين ترتيب . . .
« او به قضات رشوه مىدهد و اموال بيوه زنان و يتيمان را مىدزدد ! و بر توده ستم مىكند و آنهايى را دوست مىدارد كه اين نيرنگ بازى و
هامش
( 1 ) . سافونارولا از حسن عثمان ، ص 151
( 2 ) . همان ، صص 157 - 158