تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
بود و بدين وسيله خود را از انظار مردم مخفى نگاه مىداشت ، خانهء عثمان را تيرباران مىكرد « 1 » . محمّد بن ابى بكر با دو نفر از ديوار خانه‌هاى همسايهء عثمان بالا رفتند و خود را به عثمان رسانيدند . محمّد بن ابى بكر گفت : من عثمان را مىگيرم و شما بياييد و او را بكشيد . آن سه نفر رفتند و چون به عثمان دست يافتند ، محمّد بن ابى بكر بر سينهء او نشست . عثمان به او گفت : پدرت ابو بكر اگر مىديد كه تو بر سينهء من نشسته‌اى ناراحت مىشد . محمّد بن ابى بكر دستش سست شد ؛ آن دو مرد ديگر آمدند و او را كشتند « 2 » . وقتى عثمان كشته شد ، به طلحه بشارت دادند . امّا ، حضرت امير ( ع ) وقتى خبر را شنيد ، با حالى خشمگين بيرون آمد . چون چشم طلحه به على ( ع ) افتاد گفت : اى ابو الحسن ، تو را چه شده است كه اين‌سان برافروخته و خشمگينى ؟ حضرت امير ( ع ) به طلحه گفت : لعنت و نفرين خداوند بر تو باد ! آيا مردى از اصحاب رسول خدا را مىكشند ؟ ! طلحه جواب داد : اگر او مروان را از خود دور مىكرد كشته نمىشد « 3 » . در روايت ديگر آمده است كه گفت : او نه ملك مقرّب است ، نه نبىّ مرسل « 4 » .

بيعت مردم با حضرت امير ( ع ) و دفن عثمان

جنازهء عثمان بر زمين مانده بود و نمىگذاشتند كه كسى او را دفن كند ، تا آنگاه كه مردم با حضرت امير ( ع ) بيعت كردند . آنگاه بنى اميّه از آن حضرت درخواست كردند تا به خانوادهء عثمان اجازهء اين كار را بدهد .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 2 / 404 . ( 2 ) . همان منابع ذكر شده در پىنوشت 1 . ( 3 ) . انساب الاشراف 5 / 69 - 70 . ( 4 ) . همان 5 / 74 .
سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 226 | السيد مرتضى العسكري / مهدى دشتى