رسيدهايد ، و گرنه ، مىتوانيد براى شكايت بازگرديد . مصريان از آن حضرت خواستند كه همراه آنان باشد ، ولى على ( ع ) جواب داد : احتياجى به آمدن من نيست . مصريان گفتند : اگرچه موضوع همين است ، ولى ما مايليم كه شما هم حضور داشته ، شاهد بر ماجرا باشى . على ( ع ) پاسخ داد :
آنكه از من قوىتر ، و به جميع خلايق مسلطتر و بر بندگان دلسوزتر است بر شما شاهد و ناظر خواهد بود . بزرگان مصر به در خانهء عثمان رفتند و اجازهء ورود خواستند . عثمان گفت : چرا بىاجازهء من از مصر به اينجا آمديد ؟ گفتند : آمدهايم تا از تو و كارهايت شكايت كنيم ، همچنين از كارهايى كه عاملت مىكند ! ! ! گفتوگو بين آنان بالا گرفت و به مسجد كشيده شد . عايشه و طلحه دخالت كردند و از اينجا به بعد رهبرى مخالفان عثمان را به دست گرفتند « 1 » .
سپس ، حضرت امير ( ع ) وارد ماجرا شد و بعد از گفتوگو با عثمان « 2 » ، عثمان نامهاى به شرح زير نوشت :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
اين پيمانى است كه بندهء خدا عثمان ، امير المؤمنين ، براى آن دسته از مؤمنان و مسلمانانى كه از وى رنجيدهاند مىنويسد . عثمان تعهد مىكند كه ، از اين پس ، مطابق كتاب خدا و سنّت پيامبر رفتار كند ؛ حقوق كسانى را كه بريده است بار ديگر برقرار سازد ؛ آنان را كه از خشم او بيمناكاند امان
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن اعثم 46 - 47 .
( 2 ) . شرح اين گفتوگو در منابع تاريخى آمده است ، از جمله : انساب الاشراف 5 / 60 ؛ طبرى 5 / 96 - 97 ؛ ابن اثير 3 / 63 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 1 / 303 ؛ ابن كثير 7 / 167 ؛ ابى الفداء 1 / 168 .