تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
نكرد ؟ زهرى گفت : نه او ، نه هيچ‌يك از افراد بنى هاشم ؛ مگر هنگامى كه على ( ع ) با ابو بكر بيعت كرد « 1 » . در خارج از مدينه گروهى با بيعت ابو بكر مخالف بودند . يك دسته ، وقتى خبر وفات پيامبر ( ص ) را شنيدند ، از اسلام بيرون شدند كه آنان را در تاريخ « مرتدّين » مىخوانند . مهمترين آنها ، مسيلمه در يمامه بود كه ادّعاى پيامبرى مىكرد . در نزديك يمن چهل هزار نفر آمادهء حمله به مدينه شدند ، كه اگر مىآمدند ، مدينه را نابود مىكردند . يعنى مسأله عظيم‌تر از جنگ خندق بود . زيرا در خندق ده هزار نفر آماده بودند ، ولى اينها چهل هزار نفر بودند ؛ اگر حمله مىآوردند و مدينه را فتح مىكردند ، از اسلام هيچ اثرى باقى نمىماند ، حتى قبر پيامبر ( ص ) را هم ويران مىكردند . لذا عثمان آمد به خدمت حضرت امير ( ع ) و عرض كرد : اى پسر عمو « 2 » ، تا وقتى كه تو بيعت نكنى ، كسى به جنگ با اين دشمنان بيرون نخواهد شد و . . . آن‌قدر از اين مطالب زمزمه كرد تا آن حضرت ( ع ) را به نزد ابو بكر برد
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 2 / 448 و در چاپ اروپا 1 / 1825 ؛ صحيح بخارى ، كتاب المغازى باب غزوة خيبر 3 / 38 ؛ صحيح مسلم 1 / 72 و 5 / 153 ؛ ابن كثير 5 / 285 - 286 ؛ ابن عبد ربه 3 / 64 ؛ ابن كثير 2 / 126 ؛ كفاية الطّالب گنجى 225 - 226 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 2 / 122 ؛ مروج الذّهب مسعودى 2 / 414 ؛ التّنبيه و الاشراف مسعودى ص 250 ؛ الصّواعق المحرقه 1 / 12 ؛ تاريخ الخميس 1 / 193 ؛ الاستيعاب 2 / 244 ؛ تاريخ ابو الفداء 1 / 156 ؛ البدء و التاريخ 5 / 66 ؛ انساب الأشراف 1 / 586 ؛ اسد الغابه 3 / 222 ؛ تاريخ يعقوبى 2 / 105 ؛ الغدير 3 / 102 به نقل از الفصل ابن حزم ص 96 - 97 . ( 2 ) . پسر عمو گفت ، چون امير المؤمنين ( ع ) از بنى هاشم و عثمان از بنى اميّه بود و هاشم و اميّه ، هر دو ، پسران عبد مناف بودند .