تو به مردم گفتهاى كه من و مادرم را غير از پروردگار جهان ، خداى خود قرار بدهيد ؟ »
و همچنين مراد ما آن مسيحى نيست كه در گهواره ، هنگامى كه كودك خردسالى بود سخن گفت و فرمود : « من بندهء پروردگارم ، به من كتاب مرحمت فرموده و مرا پيامبر قرار داده است . » و هرگز نگفت كه من خدايم يا جزء تشكيلدهندهء خدا .
و آن مسيحى كه گفت : « اى بنىاسرائيل ، پرستش خدايى را بكنيد كه پروردگار من و شماست ، همانا اگر كسى شريكى بر او قائل شد ، خدا بهشتش را بر او حرام كرده ، جايگاهش را دوزخ قرار داده است . »
بعد از روشن شدن اين حقايق ، ديگر ما حق داريم كه از انجيلهاى مسيحيان ، يعنى آن كتابهايى كه خودشان آن را مقدس خيال مىكنند آزادانه انتقاد كنيم و با صراحت كامل دربارهء آنها بحث كنيم و مطالبى را كه در كتابهاى خودشان موجود است ، ذكر بكنيم و مسئوليتى در اين مورد نداريم ، جز اينكه مطالب را به طور صحيح و صريح و بدون تصرفات نقل كنيم و از خداى بزرگ يارى مىطلبيم و به او اعتماد مىكنيم و از او خواهانيم كه كار ما را خالص براى تقرب به درگاهش قرار دهد و در مقابل اين كار بر ما در روز قيامت پاداش نيك مرحمت فرمايد .
محمد حسين كاشف الغطاء
1346 ق ، بغداد
التوضيح في بيان ما هو الانجيل ومن هو المسيح (پژوهشى درباره انجيل و مسيح) (فارسى) — صفحة 97
مساهمون: الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء
ص٩٧