من يقين دارم كه اين بىمايگان به قدرى درون ناپاك و نهادى بىارج دارند كه گويى خداوند تبارك و تعالى ذرهاى از حيا و انصاف در طبيعتشان نسرشته است و هرچه ما از افتضاحات و آبروريزىهايى كه در انجيلهايشان موجود است بيان كنيم ، باز هم به خيالشان اين انجيلها از كتاب مقدسه و وحى آسمانى است . . . در حالى كه حتى در شأن كودكان هم نيست كه چنين كتابى از طرف آنان منتشر شود . . . .
با اين وجود ، اين گروه هيچ خجالت نمىكشند و از اينكه مردم را به سوى اين كتابهايى كه پر از دروغهاى اشكار و تناقضات روشن است ، دعوت نمايند و تبليغ كنند ، خوددارى نمىنمايند . البته اين نيست مگر در سايهء اينكه اينان به اين كارها مزدورند ، خواه اين عمل حق باشد يا باطل ، صحيح باشد يا غلط ، راست باشد يا دروغ ، به مسلمانان عراق دست يابند يا نه . اينها از طرف همان تشكيلات و جماعاتى كه مأمور و مزدور آنان هستند ، پولهاى گزاف و عطاياى بىكران را در هر صورت دريافت خواهند كرد . . . .
به طور كلى هدف ما آن است كه با درك حقايق روشن و مفاهيم محسوس ، وضع اين زاغهاى سياه تبشير دهنده به تاريكى و دينى كه مردم را به سوى آن مىخوانند ، بيشتر آشكار و روشن گردد . در اين جزء ، سخن ما مشتمل بر سه باب خواهد بود :
باب اول : در تناقض انجيلها با همديگر و تناقض مجموع آنها با عهد قديم ( تورات ) .
باب دوم : دربارهء خدا بودن مسيح كه ماهيت مسيحيت عبارت از همين موضوع بوده و در واقع اين اولين و آخرين سنگ بناى دين مسيحيان است .
باب سوم : در بيان احوال شاگردان مسيح و كسانى كه در حال حياتشان او را پيروى كردند و شرح حالات رسولان و حواريين و كسانى كه پشت سر آنها بودهاند ؛ مانند متى ، مرقس ، يوحنا و پولس .
در بعضى از اين ابواب ، طرز سخن را به ترتيب تعليم جدلى مرتب نمودهايم ، تا نه
التوضيح في بيان ما هو الانجيل ومن هو المسيح (پژوهشى درباره انجيل و مسيح) (فارسى) — صفحة 95
مساهمون: الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء
ص٩٥