اينچنين مىشود : عيسى جزئى از خداى مركب و دارندهء اجزاست .
2 . در استحاله و انتقال به كار برده مىشود ؛ مثلًا مىگويند : سركه از شراب است .
يعنى ابتدا شراب و مستكننده بود ، فعلًا به اين صورت تغيير يافته است . معناى جملهء عيسى از خداست ، در اين صورت هم غلط و مهمل است .
3 . در توليد و نشو و نما به كار برده مىشود ، گويند : اين فرزند از فلان پدر است .
يعنى پدر منشأ و سرچشمهء وجود پسر است و البته دادن نسبت زاد و ولد به حريم كبريايى خدا هم صحيح و درست نيست .
4 . در ايجاد و اختراع به كار برده مىشود ؛ مثلًا مىگويند : آن كار دستى از فلان صنعتگر است . يعنى مواد لازمه را در اختيار داشته و فلان كار را انجام داده است . البته اگر وجه ديگرى شما مىدانيد بگوييد تا ما هم بدانيم . « 1 » سكوت مطلق در مجلس حكمفرما شد . جاثليق ديگر شكستخورده به نظر مىرسيد و حرفى نمىزد . حضرت فرمود : آيا مسألهاى را از شما بپرسم ؟ گفت :
بفرماييد اگر بدانم جواب مىگويم .
فرمود : اينكه ما معتقديم كه حضرت عيسى مردگان را با اذن و يارى خداوند زنده مىكرد ، چرا انكار مىنماييد ؟
گفت : براى آنكه كسى كه بتواند به مردگان جان داده ، شخص مبتلا به پيسى و خوره را شفا دهد و كور مادرزاد را بينايى بخشد ، او خودش پروردگار است ، به پروردگار ديگر حاجتى ندارد .
حضرت فرمود : اگر مطلب چنين است پس چرا تنها عيسى را از ميان پيامبران ديگر كه اين قبيل اعمال را انجام مىدادند ، به خدايى برگزيدهايد ؟ مگر « يسع » پيامبر
هامش
( 1 ) . توضيحاتى كه دربارهء كلمهء « از » ( ترجمهء كلمهء عربى « من » ) داده شده ، در متن عربى اين كتاب نبود ، چنانكه در بعضى از نسخههاى عيون اخبار نيز موجود نيست و احتمال آن مىرود كه از مصنف كتاب ، شيخ صدوق رحمه الله باشد ( خ ) .