اى جاثليق ، مگر در انجيل فرمايش حضرت عيسى عليه السلام را نديدهاى كه مىفرمايد :
من به سوى پروردگار خود مىروم ، پس از من « فارقليط » مىآيد و دربارهء من شهادت حق و درستى مىدهد ، چنانچه من دربارهء او شاهد حق مىباشم ، فارقليط كسى است كه همه چيز را روشن و تفسير مىنمايد و فجايع و افتضاحات ملّتها را برملا مىسازد و ستون كفر و بىدينى را مىشكند .
جاثليق گفت : بلى انجيل اين موضوع را دارد .
تاريخچهء انجيلها
پس حضرت فرمود : جاثليق ، مىتوانى مرا از سرگذشت انجيل نخستينتان آگاه سازى ؟ آيا وقتى آن انجيل را گم كرديد آن را پيش چه كسى بازيافتيد و انجيلهاى فعلى را چه كسى به وجود آورد ؟
جاثليق گفت : انجيل را بيش از يك روز گم نكرديم و به زودى بازيافتيم ، در حالى كه تازه و شاداب بود ؛ يوحنا و متى اين انجيل را بيرون دادند .
حضرت فرمود : معلومات تو دربارهء تاريخ انجيل و سرگذشت علماى آن ، چقدر كم و محدود است . هرگاه جريان به اين سادگى باشد كه نقل مىكنى ، پس چرا دربارهء انجيلهاى فعلى اختلاف نظر داريد ؟ چرا در هر زمانى ، جلسه و اجتماعى تشكيل داده و در آن تغيير و تبديل مىدهيد ؟ پس گوش كن من تاريخچهء انجيل را براى تو تعريف كنم .
وقتى حضرت عيسى عليه السلام از ميان مسيحيان رفت و انجيل حضرت مفقود گرديد ، نصارى به نزد علماى خود آمدند و گفتند : ما چه كنيم و چارهء ما چيست ؟ عيسى به قتل رسيد ، تنها انجيلى از وى به يادگار مانده بود ، آن هم مفقود گرديد ، شما علماى ما هستيد ، چارهاى بينديشيد و تكليف ما را روشن سازيد .
لوقا و مرقس در جواب گفتند : انجيل و كتاب عيسى در سينههاى ماست و ما هر