زوال و نابودى بود ، ولى پولس با كوششهاى مداوم خود توانست آن را تا امروز بر پا نگاه دارد . ولى بايد گفت كه پولس در واقع دين جديدى به وجود آورد كه مسيح واقعى و شاگردانش آن را نمىشناسند و او براى تحكيم موقعيت خود آن را به عيسى نسبت داد ، زيرا پولس روح بدعت را در دل مسيحيان و رهبرانشان جاى داد و هميشه پطرس را هم مورد انتقاد و طعن قرار مىداد و بر او ارزشى قائل نمىشد .
پولس در رساله به غلاطيان مىگويد : « اما چون پطرس به انطاكيه آمد ، او را روبهرو مخالف نمودم ، زيرا كه مستوجب ملامت بود ، چونكه قبل از آمدن بعضى از جانب يعقوب با امتها غذا مىخورد ولى چون آمدند از آنانى كه اهل ختنه بودند ، ترسيده ، باز ايستاده و خويشتن را جدا ساخت و ساير يهوديان هم با وى نفاق كردند ، به حدى كه برنابا نيز در نفاق ايشان گرفتار شد . » « 1 » ملاحظه مىفرماييد كه پولس چگونه پطرس را رياكار و دروغگو معرفى مىكند ، ولى جاى هيچگونه تعجب نيست ، زيرا خود پطرس هم استاد خود مسيح را لعن كرد و از او تبرّى جست و مسيح نيز پطرس را لعن كرد و او را شيطان ناميد و در واقع رهبران ، هر كدام ديگرى را تقبيح و تكفير مىكنند .
اين صفت پست ، يعنى رياكارى كه پولس استاد خود پطرس را با آن معرفى مىكند ، در خود جناب پولس نيز وجود دارد .
در اعمال رسولان مىگويد : چگونه مخالف ختنه است ، ولى براى آنكه يهوديان را خشمناك نسازد ، اقدام به ختنه كردن تيمو تاوس نموده است . آيا نام اين كار را جز رياكارى و مداهنه در مسائل دينى ، چيز ديگرى مىتوان گذاشت ؟
آرى ، اينان در انجيل متى آيهاى دارند كه راه بازى با اديان و تغيير و تبديل احكام را آنطور كه خود مىخواهند ، باز گذاشته است : « . . . تويى پطرس و بر اين صخره
هامش
( 1 ) . رسالهء پولس به غلاطيان ، باب 2 ، آيهء 11 و به بعد .