با اينكه من در ميان رجال قديم و جديد مسيحيت بزرگتر از او نيافتهام - / بالخصوص از نقطهنظر كوشش و فعاليت در راه تبشير مسيحىگرى - / ولى باز هم زواياى تاريك زندگى وى ، بيشتر از گوشههاى روشن شدهء آن است . مؤلف قاموس كتاب مقدس مىگويد : « همهء كارهاى بزرگ اين رسولِ غيور در اعمال رسولان مدون است . . . براى اولين بار در روم زندانى شد و دو سال - از سال 61 تا 63 ميلادى - در آن زندان محبوس بود . . . . » تا اينجا سيره او در كتاب مقدس روشن است و بعد از آن ، ديگر از تاريخ حيات وى اطلاع دقيق و صحيحى در دست نيست . . . او همچنان به تبشير مشغول بود تا آنكه به اسپانيا رسيد و در آنجا دستگير و به روم اعزام شد و در سال 67 يا 68 ميلادى در آنجا به شهادت رسيد . كشته شدن او در روم مسألهاى است كه اكثريت مسيحيان در آن اتّفاق دارند و مىگويند كه او را به خارج شهر برده و در آنجا در ميان مردم بسيارى كه اجتماع كرده بودند ، سرش را بريدند . « 1 » * * *
از مجموع آنچه كه به طور اجمال شرح داديم ، مىتوانيد به دست بياوريد كه نخستين سنگ بناى اساس مذهب مسيحيت به دست همان پطرس ( جانشين و وصى مسيح ) گذاشته شد و شما به خوبى ديديد كه ميزان ايمان او به خدايشعيسى مسيح تا چه اندازه بود و چگونه منكر او گرديد و از او تبرّى جست و در آخرين لحظهء حيات ، بر او لعن و نفرين فرستاد ، گويى كه لعن و نفرين سلامِ وداع و جملهء توديع بود . . .
سنگ دوم اين بنا هم به دست همان پولس رسول گذاشته شد كه ديديد او با اينكه به صورتِ ظاهر شاگرد پطرس بود ، ولى در واقع استاد او به شمار مىرود ، زيرا فكر و معلومات او بلندتر و بيشتر بود و كوشش او دامنهء وسيعترى داشت . دين مسيح در روزى كه عيسى به دار آويخته شد ، نقطهء كوچكى بر روى كاغذى بود كه زودتر قابل
هامش
( 1 ) . شرح حال پولس را در كتاب قاموس كتاب مقدس ترجمه و تأليف « مستر هاكس آمريكايى » ، ص 228 به بعد مطالعه نماييد ( خ ) .