مىكرد ، شير ده و دوشيدنى مىشد « 1 » و چقدر از اين معجزات باهرات ، پيغمبر ما را هست كه مثل آفتاب در آسمان تابانند و مانند نور چراغ بر بالاى منار نمايان . . . .
* * * تا اينجا دوازده خطيئه و گناه بزرگ از گناهان مسيح را كه از متن انجيلهاى خود مسيحيان استخراج شده بود ، برشمرديم و اگر بخواهيم به پنجاه و فزونتر هم برسانيم ، كار ساده و آسانى است ، امّا رويهء ما بر اختصار است و فرصت اندك . . . ولى نمىدانيم كه آيا بعد از اين ، باز هم زاغهاى سياهپوش ، قدرت و جسارت اين را خواهند داشت كه به مسلمانى بگويند كه مسيح مرتكب گناهى نشد و خطايى از وى سر نزد ؟ در صورتى كه طبق مندرجات انجيلهاى خودشان ، اين عيسى مجموعهء گناهان است و جنايات و زشتكارىها و ريشهء فتنهانگيزىها . . . به نظر شما چه زشتى يا گناهى بدتر از دروغ آشكار است كه بيش از بيست نمونهء آن در اين كتاب نقل و ذكر شده است ؟
چه جرمى از تحقير پيامبران و دزد و راهزن ناميدن آنها بالاتر مىتواند وجود داشته باشد ؟ چه جنايتى از اين بالاتر كه عيسى احكام ناموس تورات را تبديل و تغيير دهد و حدود و مقررات الهى را معطّل گذارد ؟ و اعمال ديگرى از اين قبيل مرتكب شود . ظاهراً امثال چنين كسانى خود از همه بيشتر محتاج رهاننده و شفيع و نجاتدهنده مىباشند و گمان مىكنم ( و گمان مردم تيزرأى مانند يقين است ) كه همچو آدمى از كيفر اينچنين اعمالى نمىتواند خلاص بشود ، مگر اينكه چنگ در دامن پاك حبيب خدا يعنى شفيع روز جزا حضرت محمد صلى الله عليه و آله و خاندان باشرافتش
هامش
( 1 ) . شاعر مىگويد :ليهن بني كعب مقام فتاتهم * و مقعدها للمؤمنين بمرصد
دعاها بشاة حائل فتحلّبت * عليه صريحاً صرّة الشاة مزيد
فقادرها رهناً لديها لجالب * يردّدها فى مصدر ثمّ مورد