از آنكه شيطان را بديشان داخل كرد و در آب غرق نمود و به آيندگان و نسل بعدى نيز خنجر و كارد پيروان خود را مستولى كرد . آيا اين اجازه دادن به ديوها كه داخل كالبد اين حيوانات زبان بسته بشوند ، جز جور و ستم نام ديگرى دارد ؟ حال آنكه اين ستمكارى و خونخوارى ، حتى به درختان و نباتات هم از ناحيهء عيسى اعمال شد ، به طورى كه در انجيل متى چنين مذكور است :
. . . و بامدادان هنگامى كه به شهر برمىگشت گرسنه شد ، آنجا در سر راهش درخت انجيرى به چشمش خورد و به طرف او روانه گرديد ، ولى جز برگ بىبر ، چيزى خوردنى در او نيافت ؛ از اينرو چنين گفت : از اين پس هرگز تو را ميوه مباد . بدين سبب فوراً خشك شد . « 1 » وانجيلهاى ديگر نيز اين جريان را ياد كردهاند .
مىگويم : اى انجير بيچاره ، و اى درخت بدبخت ، شايد از بدشانسى و نيامدِ كار تو بود كه آن عيساى سرچشمهء رحمت و منبع شفقت و رقت به مخلوقات خدا به سويت متوجه شد ، در حالى كه گرسنه بود و تو را انجيرى نبود ، از اين جهت تو را نفرين كرد تا فوراً خشك شدى . . . .
و اى كاش مىدانستم كه چرا مسيح اناجيل فراموش كرد يا از چه رو كسى در آنجا نبود تا عيسى را راهنمايى كند كه دعا نمايد تا اين درخت انجير به جاى اينكه نفرينزده شود و خشك گردد ، ثمرى بياورد و او از آن بار بخورد ؟ . . . در واقع عيسى ، بدون دليل و بدون اثبات جرمى به آن درخت ظلم كرد و گذشتگان لابد مردمى غافل بودند يا اينكه خود ستمكار و سختدل بودند كه اعتراض ننمودند .
اين را مقايسه كنيد با پيغمبر رحمت حضرت محمد صلى الله عليه و آله كه بر درخت خشك گذر مىكرد ، برگ و بار مىآورد تا خود و يارانش مىخوردند و به گوسفند بىشير نظر
هامش
( 1 ) . انجيل متى ، باب 21 ، آيات 18 - 19 .