تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوضيح في بيان ما هو الانجيل ومن هو المسيح (پژوهشى درباره انجيل و مسيح) (فارسى) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦

8 . مسيح انجيل‌ها ، مرتكب گناهان و خلاف‌كارىهايى مىشود و مال مردم را به ظلم و ستم از ايشان مىگيرد

براى اين ادعا در تمام ابواب انجيل‌ها شاهد و دليل موجود است . اما من فقط به ذكر يك قضيه كه خالى از تفريح هم نيست اكتفا مىكنم و آن قضيهء ماده الاغ و كره‌اش مىباشد . البته انجيل‌ها به طور اتفاق قضيهء ماده الاغ را نقل كرده‌اند و خلاصه‌اش اين است كه عيسى به دو نفر از شاگردانش امر كرد به دهى كه ايشان خارج آن ده بودند ، بروند و بديشان گفت كه آن‌جا الاغى بسته خواهيد يافت ، آن را باز كرده و نزد من آوريد و هرگاه كسى با شما سخن گويد ، بگوييد خداوند بدين‌ها احتياج دارد . « 1 » آن دو نفر رفتند و آنچه را كه عيسى به ايشان امر كرده بود انجام دادند و ماده الاغ را آوردند و او لباس‌هايش را بر او انداخت و سوار شد . اين مسئله به اين سادگى ، اهميتش از اين لحاظ است كه عيسى خواسته است با آن آيه كه در تورات كتاب زكرياست خود را تطبيق دهد : « اى دختر صهيون ، بسيار وجد بر شما و اى دختر اورشليم آواز شادمانى بده ، اينك پادشاه تو نزد تو مىآيد ، او عادل و صاحب نجات و حليم مىباشد و بر الاغ و بر كره الاغ سوار است . » « 2 » من كارى ندارم كه اين آيه بر او منطبق است يا نه ، مقصود من اين است كه اين شخص چطور سوار شدن به الاغ ديگران را مباح و حلال دانست ،
هامش
( 1 ) . لابد مىدانيد كه ما به طور كلى از خداوند محتاج برى هستيم و فقط خداى بىنياز را مىپرستيم ( كاشف‌الغطاء ) . ( 2 ) . با مراجعه به آنچه كه از گفته‌هاى مسيح اناجيل گذشت ، هيچ‌گونه مطابقتى با وضع عيسى و آيهء مزبور وجودندارد ، زيرا كه در آخر آيه مىگويد كه او كمان جنگ را قطع مىكند . و به ملت‌ها از صلح سخن مىراند و حال آن‌كه صلح كجاست ؟ عيسى مىگويد كه من نيامده‌ام تا سلامتى بر زمين بگذارم بلكه شمشير را و گاهى مىگويد تفريق را . . . و بدين ترتيب خود بر ضد خود شهادت مىدهد و ظاهراً با اين شهادت ، ديگر به شهادت الاغ و كره‌اش نيازى نباشد . ( كاشف‌الغطاء ) .