قبول است . تازه به تصريح اناجيل ، او در موارد بسيارى اعتراف كرده كه فرزند داود است كه از آن جمله ، سخن فرشته است به مريم ، هنگامى كه آبستن او بود . . . « خداوند عالم كرسى پدرش داود را به او عطا مىكند . »
و اگر منظور از آن ، نفى فرزندى معنوى و روحى است ، يعنى او از روح خداست نه از روح داود ، اين سخن نيز غلط و اشتباه است ، براى آنكه فرزند بودن ، عبارت از توالد جسمانى است نه صدور روحانى ، چه در غير اين معنا ، تمام مردم يعنى همهء افراد بشر روحشان از خداى تعالى است .
دروغ ديگر ، در انجيل يوحنا مىگويد : « عيسى به برادرانش گفت كه شما براى اين عيد برويد و من به اين عيد نخواهم آمد . اين را بديشان بگفت و در جليل توقف نمود .
ليكن چون برادرانش براى عيد رفته بودند ، او نيز آمد . » « 1 » آيا نام اين را غير از دروغ روشن ، چيزى ديگر مىتوان گذاشت ؟
2 . مسيح اين انجيلها ، تغيير دهندهء « ناموس » و تبديلكنندهء احكام خداست
تورات شامل آياتى است در زمينهء اين كه احكام و مقررات آن دائمى است و تمجيدهايى در اين خصوص به طور روشن در ضمن آيات آن مندرج است و مدعى است كه اين مقررات ، صلاحيت جاودانى بودن براى ادارهء امور مردم را دارد و قوانين آن حافظ نظام حقيقت است و موجب حيات بشرى و سعادت سرمدى است ، چنانكه در كتاب حزقيال نبى ، از قول خداوند تبارك و تعالى در قسمتى كه مخاطبش يهود است چنين آمده است : « فرايض و احكام را بديشان عطا كردم و فرايض و احكامى كه عمل به آنها موجب حيات انسانى است . » « 2 »
هامش
( 1 ) . انجيل يوحنا ، باب 7 ، آيهء 8 به بعد .
( 2 ) . كتاب حزقيال نبى ، قسمت بيستم .