تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
را از تصميم خودتان باخبر كنيد و اگر مىترسيد در راه يارى او ضعف و سستى كنيد و آن‌گونه كه مىبايست يارى نكنيد او را به حال خود بگذاريد چون اين كار باعث مىشود كه ايشان از حرم امن الهى خارج شود . حاضران در مجلس گفتند : اين طور نيست بلكه ما حاضريم در راه او جانمان را بدهيم و از خون خود بگذريم سليمان خيال كرد كه آنها ثابت‌قدم هستند به آنها گفت : الان نامه‌اى به امام حسين بنويسيد آنها هم نامه‌اى نوشتند كه مفهوم نامه اين است : بسم اللّه الرحمن الرحيم نامه‌اى است براى حسين بن على عليه السّلام از طرف سليمان بن صرد ، مسيب بن نجبه و رفاعة بن شداد بجلى و حبيب بن مظاهر و شيعيان و مسلمانان كوفه . سلام بر تو ، خداى يكتاى بىنياز را ستايش مىكنيم . ستايش براى خدايى است كه پشت دشمن سركش ستم‌گر را شكست همان دشمنى كه بازور امور مسلمانان را در دست گرفت و حقوق الهى را غصب كرد و بدون هيچ رضايتى بر آنها امير و حاكم شد سپس بهترين آنها را كشت و بدترين آنها را باقى گذاشت و حقوق الهى را بين ستمگران و ثروتمندان تقسيم كرد و كسانى كه ناتوان بودند محروم كرد و خدا هم او را مانند قوم ثمود از رحمت خود نااميد كرد اينك اى حسين بن على عليه السّلام ما امير و حاكمى نداريم شما نزد ما بيائيد آرزو داريم ميان ما و شما هميشه حقيقت باشد و اما اين نكته را هم براى تأئيد گفتار خود خدمتتان عرض مىكنيم با اينكه نعمان بن بشير در كاخ دارالاماره است در عين حال به او توجهى نداريم و با او در هيچيك از مراسم دينى شركت نمىكنيم و اگر بدانيم كه شما به شهر كوفه تشريف مىآوريد ما او را از كوفه بيرون مىكنيم و به شام مىفرستيم . وقتى كه نوشتن نامه تمام شد و امضاء شد آن را به عبد إله بن مسمع همدانى و عبد اللّه بن وال دادند و سفارش كردند با سرعت هر چه بيشتر آن را به امام حسين برسانند آنها همانطورى كه عادتشان بود با سرعت زياد از كوفه خارج شدند و دهم ماه رمضان نامه را به امام حسين رساندند . پس از آنكه دو روز از فرستادن نامه گذشت افراد نامبرده بالا قيس بن مسهر صيداوى را به همراه عبد اللّه و عبد الرحمن فرزندان شداد ارحبى و عماره سلولى به طرف امام حسين روانه كردند و صد و پنجاه نامهء ديگر از يك نفر و يا دو نفر و يا چهار نفر كه به تائيد افراد نامبرده كه اشاره كرديم نوشته شده بود همراه بردند و بعد از دو روز هانى بن هانى سبيعى و سعيد بن عبد اللّه حنفى را با نامه‌اى فرستادند :

[ نامه كوفيان به حضرت و نامه حضرت در جواب ايشان ]

بسم اللّه الرحمن الرحيم نامه‌ايست به حسين بن على از طرف مسلمانان و شيعيان او . با سرعت و به زودى به طرف ما حركت كن كه همه چشم انتظار تواند و به غير از ديدن تو آرزوى ديگرى ندارند و نامه را به اين جمله تمام كردند هر چه ميتوانى زودتر بيا زودتر و سريعتر و السلام . بعد از اين نامه ، شبث بن ربعى و حجار بن ابحر و يزيد بن الحارث بن رويم و عروة بن قيس و عمر بن حجاج زبيدى و محمّد بن عمر و تميمى نامه‌اى نوشتند : باغ‌هاى كوفه سبز و باصفا شده و تمام ميوه‌ها رسيده هر گاه شما اراده كنى و هر وقت دلتان خواست مىتوانى با لشگر پيروز خود به سوى ما