تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 759

مساهمون:

ص٧٥٩
17 - محمّد بن شاذان گفت : 520 درهم سهم امام نزد من بود و نمىخواستم مقدار مزبور را قبل از تكميل تقديم امام كنم ناچار 20 درهم از خودم به آن افزودم به اسدى ، سفير امام دادم نامه‌اى از امام رسيد كه 500 درهم كه 20 درهم آن متعلق به خودت بوده رسيد . 18 - حسن بن محمّد اشعرى مىگويد : نامه‌اى از امام عسكرى عليه السّلام صادر و خرجى جنيد و ابو الحسن و يك نفر ديگر را امضا فرموده بود و چون آنحضرت رحلت كرد ، نامه‌اى از امام مهدى عليه السّلام صادر و خرجى ابو الحسن و رفيقش را امضاء فرمود و از جنيد نامى نبرده بود ، از اين مطلب كه او مورد توجه قرار نگرفته ناراحت شدم فاصله‌اى نشد خبر مرگ جنيد را شنيدم . 19 - عيسى بن نصر گفت : على بن زياد نامه فرستاد و تقاضاى كفنى كرده بود ، جواب فرمودند : اينك تا سال 80 محتاج به آن نمىباشى وى سال هشتادم وفات يافت و قبل از وفات كفنى براى او عنايت شد . 20 - محمّد بن هارون همدانى گفت : امام 500 دينار از من طلبكار بود و من بر اثر تهيدستى نتوانستم قرض خود را بپردازم و ناراحت بودم ، با خود گفتم : دكانهايى دارم كه 530 دينار آنها را خريده‌ام همانها را بجاى 500 دينار به امام تقديم دارم ، البته كسى از انديشه من باخبر نبود نامه‌اى از امام به محمّد بن جعفر رسيد كه فرموده بود : دكانها را از محمّد بن هارون در برابر قرضش به ما ، تحويل بگير . 21 - على بن محمّد گفت : نامه‌اى از امام صادر شد كه به زيارت مقابر قريش و حائر حسينى عليه السّلام نروند بعد از چند ماه وزير باقطانى را طلبيده و گفت با بنى فرات و برسيها ملاقات كرده و آنها را از زيارت مقابر قريش منع كن زيرا خليفه دستور داده مامورينى موظف باشند زائرينى را كه در آنجا به‌بينند دستگير نمايند . احاديث در خصوص معجزات امام مهدى عليه السّلام بسيار است كه اگر بخواهيم همه را ذكر كنيم با اختصار كتاب ما سازگار نمىباشد .