تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧

باب سى و سوم [ : كرامات حضرت امام حسن عسكرى ( ع ) ]

1 - حسن اشعرى و محمّد بن يحيى روايت كرده‌اند كه احمد بن عبيد اللّه كه متولى موقوفات قم بود روزى در مجلس او از علويان و شيعيان و آئين آنها سخن به ميان آمد و او از اهل بيت عليهم السّلام بىاندازه بدگوئى مىكرد و گفت : در سامرا كسى را مانند حسن بن على عليه السّلام نديدم زيرا او مردى راست‌كردار و پاكدامن و بزرگوار بود و همه به او احترام مىگذاشتند ، نه تنها خاندان او بلكه وزيران و فرماندهان نيز به وى احترام مىگذاشتند . او مىگويد : روزى در كنار پدرم در هنگامى كه مردم براى عرض حوائج خود مىآمدند ايستاده بودم ، دربان آمد و به اطلاع رساند امام عسكرى عليه السّلام جلوى درب منتظرند ، پدرم بلافاصله اذن دخول داد ، مردى گندمگون نيكواندام و خوش‌چهره وارد شد ، پدرم از جا برخاست و چند قدم از او استقبال كرد كه من سابقه چنين رفتارى را از پدرم نسبت به هيچكس از بنى هاشم نديدم چون نزديك رسيد با او ديده‌بوسى كرد و سينه و صورتش را بوسيد ، دستش را گرفت و بر جاى خود نشاند و پدرم روبروى او نشست ، و هنگام صحبت خود را فداى او مىكرد ، من تعجب كرده بودم كه دربان اطلاع داد موفق برادر خليفه آمد ، اما پدرم توجهى نكرد و همچنان به صحبت با امام ادامه مىداد تا نوكران موفق برادر خليفه وارد شده و به صف ايستادند سپس پدرم به امام عرض كرد اگر مايليد مىتوانيد تشريف ببريد امام را از پشت صفوف به طورى كه موفق نبيند خارج نمود ، من از دربانان سؤال كردم آن شخص كه پدرم به او زياد احترام كرد كه بود گفتند حسن بن على معروف به ابن الرضا است ، آنشب من به خدمت پدرم رفتم ، در حال رسيدگى به نامه‌هايى بود كه براى خليفه آورده بودند ، گفت : كارى دارى ؟ گفتم : سوالى دارم آن شخصى كه او را امروز تعظيم و احترام كردى و خود و پدرت و مادرت را فداى او نمودى كه بود ؟ گفت : او پيشواى شيعيان حسن بن على عليه السّلام معروف به ابن الرضا است او به خلافت شايسته است ، او مردى ، پاكدامن ، زاهد ، پارسا و خوش‌اخلاق و شايسته است . از آن به بعد نسبت به پدرم كينه‌ام بيشتر شد و تصميم گرفتم درباره امام عسكرى عليه السّلام بيشتر تحقيق كنم لذا از دربانان ، كاتبان و فقها پرسيدم ولى همه از خوبى وى مىگفتند تا جايى كه بزرگوارى