تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
احترام از جا برخاستم و فرمودند : اى يعقوب نزديك مولاى خود بيا و بر او سلام كن ، رفتم در كنار گهواره سلام كردم كودك مانند پيران عالم توانا بود و سلام من را به زبان فصيحى پاسخ داد و فرمود : هم‌اكنون به خانه برو و اسم دخترت را تغيير بده ، زيرا خداوند از اين اسم راضى نيست ، آرى دخترى به نام حميرا ، نام گذارى كرده بودم . امام صادق عليه السّلام فرمودند : فرمان فرزندم را انجام بده كه راه نجات در آن است . 9 - سليمان خالد مىگويد : حضور امام صادق عليه السّلام بودم ، حضرت فرزندش را به حضور طلبيدند و فرمودند : امام بعد از من اين فرزند است و بر شما لازم است از او اطاعت كنيد . 10 - صفوان جمال مىگويد : از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم : خليفه بعد از شما كيست ؟ « فرمودند : پيشواى مردم كسى است كه دنبال لهو و لعب نباشد ، در آن هنگام كه ابو الحسن خردسال بودند و برّه همراه داشتند وارد شدند و به آن بره فرمود : سجده كن براى پروردگارت ، امام صادق فرزند را به سينه چسبانيد و فرمود : پدر و مادرم به فداى كسى كه اوقاتش را به لهو و لعب نمىگذراند . 11 - اسحاق بن جعفر گفت : روزى در خدمت پدرم بودم ، على بن عمر پرسيد : بعد از شما ، در امور دينى به چه كسى مراجعه كنيم ؟ فرمودند : « امام شما كسى است كه دو لباس زرد پوشيده و داراى موهاى بلند است و هم اكنون خورشيد ولايت در اين جا طلوع خواهد كرد ، فاصله‌اى نشد ديدم دو دست مبارك ظاهر شد و در اطاق را گشود كه ابو ابراهيم كه كودك بود و دو لباس زرد پوشيده بود وارد گرديد . 12 - على بن جعفر مىگفت : شنيدم پدر بزرگوارم به گروهى از خواص و نزديكان خود توصيه كرد و فرمود : تا مىتوانيد دست از نيكى به فرزندم موسى برنداريد زيرا او از همه فرزندان من بالاتر است و او خليفه و جانشين من و پيشواى شما بعد از من خواهد بود . على بن جعفر اعتماد عجيبى به برادرش موسى داشت و همواره ملازم آن حضرت بود و تلاش كرد كه مبانى دينى را از او فراگيرد و او داراى مسائل مشهورى از برادر بزرگوارش و همراه پاسخ‌هايى كه به صورت شنيدارى از آن حضرت شنيده مىباشد . بدانيد كه روايات زيادى در مورد امامت موسى بن جعفر عليه السّلام هست كه ما به همين مقدار اكتفا مىكنيم .