- كه خدا از او راضى باد - بوديم و از محضرش فيض مىبرديم ، هنگام بازگشت شد ، به او گفتم : اى اباذر حال كه جز اختلاف چيزى نصيب مسلمانان نگشته نظر تو چيست ؟ گفت : ملازم كتاب خدا و على بن ابيطالب عليه السّلام باشيد و من شاهد و حاضر بودم كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : على عليه السّلام اولين كسى بود كه به من ايمان آورد و اولين كسى خواهد بود كه روز قيامت با من رودررو شده و يكديگر را در آغوش خواهيم كشيد اوست برترين دوست من صديق اكبر و جداكنندهء حق و باطل فاروق و او امير دين است و مال دنيا رهبر ظالمان است .
شيخ مفيد رحمه اللّه مىگويد اخبار و شواهد تاريخى در سابقه ايمان على عليه السّلام بر همگان بيشمار است و از آن جمله سرودهء خزيمة بن ثابت انصارى معروف به ذو الشهادتين است كه فرمود :
گمان نمىكردم خلافت الهى از خاندان هاشم و بالاتر از آن از على بن ابيطالب عليه السّلام به ديگران منتقل شود .
آيا او اولين كسى نبود كه بر قبلهء مسلمين نماز گذارد و آگاهترين آنان به آثار و سنن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيست ؟
آيا او آخرين كسى نبود كه در آخرين لحظات عمر پيامبر با حضرتش پيمان بست و جبرئيل او را در غسل و كفن پيامبر يارى كرد ؟
آنچه على عليه السّلام دارد بىشك و اشكالى ديگران ندارند و آنچه ديگران دارند على عليه السّلام همهء آنان را داراست .
نمىدانم چه چيز باعث شد دست از او بكشيد و به خاطر همين بىوفايى ، عهدتان با ديگران از زيانبارترين عهدها براى شماست .
فصل اول اخبارى كه بر برترى حضرت در علم و دانش دلالت دارند
1 - ابن عباس مىگويد : پيامبر اكرم فرمود : على بن ابيطالب عليه السّلام داناترين فرد در ميان مسلمين است و اوست كه مىتواند در اختلافات بعد از من ، از عهدهء قضاوت بين حق و باطل و حكومت برآيد .
2 - ابو سعيد خدرى از پدرش نقل مىكند از پيامبر شنيدم : من شهر علم هستم و على دروازهء آن شهر است پس هركس علم مىخواهد از على عليه السّلام آن را طلب كند .
3 - عبد اللّه بن مسعود مىگويد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله على عليه السّلام را خواستند و با هم خلوت كردند ، وقتى على عليه السّلام به سوى ما بازگشت از او دربارهى جلسهاش با پيامبر پرسيديم ايشان فرمودند : پيامبر هزار دروازهء علم را به من آموختند و براى من از هر دروازه ، هزار دروازهء ديگر گشوده شد .
4 - اصبغ بن نباته مىگويد : روزى كه مردم براى خلافت با امير مؤمنان عليه السّلام بيعت كردند حضرت در حالى كه عمامهء پيامبر را بر سر گذاشته و رداى پيامبر را پوشيده بودند برفراز منبر قرار گرفتند . حمد و ثناى الهى را گفتند و مردم را نصيحت كرده و از عذاب الهى بيم دادند ، سپس باوقار نشستند و در