باب دوم اخبارى در مناقب و فضايل و حكمتها و مواعظ حضرت و بيان معجزات صادر شده از ايشان و قضاوتهاى ايشان
از جملهء اين برترىها اخبارى است كه حاكى از تقدم ايمان حضرت به خداوند متعال و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله است و ايشان گوى سبقت را در ايمان از همگان ربوده است .
1 - يحيى بن عفيف از قول پدرش مىگويد : همراه عباس عموى پيامبر - كه خدا از او راضى باد - قبل از آشكار شدن دعوت پيامبر در مكه نشسته بوديم . جوانى آمد و نگاهى به آسمان كرد ظهر شده بود ، در مقابل كعبه ايستاد و نماز خواند سپس نوجوانى آمد و سمت راست جوان و زن ديگرى آمد و پشت سر آن دو قرار گرفت ، جوان به ركوع رفت نوجوان و زن نيز به ركوع رفتند ، جوان سر از ركوع برداشت و به سجده رفت آن دو نيز سر از ركوع برداشته و به سجده رفتند .
به عباس گفتم : اين خيلى كار بزرگى است ! عباس هم تأييد كرد به او گفتم : اين جوان را مىشناسى ؟
گفت : اين محمّد بن عبد اللّه است .
گفتم : اين نوجوان را مىشناسى ؟ گفت : اين على بن ابيطالب پسر برادرم است . گفتم : اين زن كيست ؟
گفت : اين خديجه دختر خويلد است ، اين برادرزادهام مىگويد : پروردگارش ، پروردگار آسمانها و زمين است و آن پروردگار ، او را امر به چنين دينى كه به آن اعتقاد دارد كرده است .
قسم به خداوند روى زمين جز اين سه نفر كسى به اين دين اعتقاد ندارد .
2 - سهل بن صالح كه بيش از صد سال دارد از ابا معمر عباد بن عبد الصمد و او از انس بن مالك نقل مىكند : كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هفت سال ملائكه فقط بر من و على عليه السّلام درود مىفرستادند و آن به خاطر اين بود كه شهادت به لا إله الا اللّه يعنى توحيد و محمّد رسول اللّه يعنى نبوت فقط از من و على صادر مىشد و به آسمان مىرفت .
3 - معاذه عدويه مىگويد از على بن ابيطالب عليه السّلام بر فراز منبر در بصره شنيدم كه مىگفت من صديق اكبر ، يعنى برترين دوست پيامبر هستم . ايمان من قبل از ايمان ابو بكر و اسلام من قبل از اسلام آوردن او بود .
4 - ابو سخيله گويد : من و عمار به قصد حج از مدينه خارج شديم و در مكه سه روز نزد ابوذر غفارى