تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
سپس به سوى معركه شام حركت كردند و راهب در جمله ياران حضرت در ركاب حضرت حركت كرد تا اينكه با سپاه معاويه وارد جنگ شدند و راهب در جمله شهداى آن جنگ بود ، حضرت خود بر او نماز خواند و خود او را به خاك سپردند و بسيار زياد براى او طلب مغفرت و غفران و بخشش كردند و هر گاه نامى از راهب به ميان مىآمد حضرت مىفرمودند : او دوست عزيزم بود . معجزاتى كه در اين داستان گذشت ، علم حضرت امير عليه السّلام قدرت و نيروى خارق العاده و مخصوص آن حضرت و بشارت بوجود آنحضرت در كتب گذشتگان مىباشد و آن مصداق كلام الهى است كه مىفرمايد : مثل آنها در تورات و در انجيل ذكر شده است » « 1 » . سيد اسماعيل حميرى در قصيده بائيه خود به اين ماجرا اينچنين اشاره مىكند : شبى با لشكريان به سرزمين كربلا وارد شدند در آنجا فقط بر خدا توكل كرده چرا كه سرزمينى بىآب علف بود و جز درندگان و يك راهب كسى در آن بيابان زندگى نمىكرد . على عليه السّلام نزديك دير رفت و او را صدا زد و راهب از بالاى دير چون كركسى كه مراقب شكار است حاضر شد على عليه السّلام از او پرسيد در اين نزديكى آبى براى رفع تشنگى پيدا مىشود و او پاسخ داد : دو فرسخ دور تر آب وجود دارد و من خود به آب لازمه زندگيم به زحمت دست مىيابم ، على عليه السّلام سر مركبش را به سوى ريگزار گرداند و زمين را كند و به سنگى درخشنده برخورد كرد ، حضرت فرمود : آن سنگ را از جاى خود درآوريد تا از آب آن سيراب شويد و الا به آب دست نخواهيد يافت ، لشكريان براى كندن آن اجتماع كردند ولى هر چه تلاش و سعى كردند بيشتر مأيوس شده و كارى از پيش نبردند حضرت دست پرتوان خود را كه هرگز شكست نخورده بود دراز كرد و آن سنگ را مانند گويى كه جوان چابك در هنگام بازى به اينطرف و آنطرف مىزند به كنارى پرتاب كرد و آب گوارايى كه هرگز مانند آن را ننوشيده بودند به لشكريانش عطا فرمودند . و چون همه سيراب شدند بار ديگر خود آن سنگ را در محل خود قرار داد و اثرى از آن باقى نگذاشت ابن ميمون اشعارى به اين مضمون بر آن افزوده است : ايمان آوردن راهب به امير مومنان عليه السّلام از بزرگترين معجزات و نشانه شخصيت ممتاز ايشانست ، و او در راه يارى حضرت شربت شهادت نوشيد و در دنيا و آخرت سرافراز گرديد ، على بن ابيطالب عليه السّلام فرزند فاطمه بنت اسد و وصى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كسى است كه هر چقدر ستايش شود دروغ نخواهد بود ، على عليه السّلام مرديست كه از طرف پدر و مادر به سام فرزند نوح مىرسد و با حام فرزند ديگر نوح نسبتى ندارد ، كسى بود كه در هيچ جنگى فرار نكرد و احدى در جنگ‌ها او را نمىديد مگر آنكه شمشيرش به خون پهلوانان دشمن رنگين بود .
هامش
( 1 ) - سوره فتح ، آيه‌ى 29 .