فرستاده او دروغ بستهام با آنكه من اولين كسى بودم كه به او ايمان آوردم و او را تصديق كرده و او را كمك كرد ، و يارى نمودهام . به خدا هرگز از من دروغى سر نزده اما اين لهجه و زبان شما لهجه نيرنگ است ، كه نسبتهاى دروغ به من مىدهيد البته شما به اين لهجه احتياج نداريد ، قسم به خدايى كه دانه را شكافته و انسان را آفريده بعد از مرگ مطالب را مىفهميد ، آن زمانى است كه به گفتار جاهلانه خود پى مىبريد ، و در آن وقت علم شما فايده ندارد ، پس زشت باد صورتهاى شما ، اى كسانى كه فقط شبيه مرديد اما مرد نيستيد ، كه عقلتان به اندازهء بچهء خردسال است و فكرتان مانند افكار زنان پشت پرده است . به خدا سوگند ، اى كسانى كه بدنهايتان حاضر است اما عقلتان با آن بدنها نيست و افكارتان مختلف است ، چقدر خداوند دوست دارد كسى كه شما را به جنگ با دشمن دعوت مىكند پيروز نمايد و دل كسانى كه كينهء شما را به دل دارند راحتى ندارد و چشم آنهايى كه شما را در آن جا مىدهند ، آن چشم ديگر روشنايى ندارد . حرفهاى شما سنگهاى سخت را سست مىكند و كارهايتان دشمنان شما را به طمع مىاندازد . اى واى بر شما كدام خانه را پس از خانهء خودتان منع مىكنيد . و بعد از من در ركاب كدام امام جنگ خواهيد كرد ؟ به خدا قسم فريب خوردهء واقعى كسى كه شما او را فريب دادهايد . كسى كه رستگاريش را از ناحيهء شما بخواهد به دست بياورد مانند قماربازى است كه بخواهد بوسيلهء قمار سود كند . من هيچگونه چشمداشتى به يارى شما ندارم و گفتارتان را هم تصديق نمىكنم ، خداوند ميان من و شما جدايى بيندازد . و بهتر از شما را نصيب من كند و بدتر از مرا بر شما مسلط كند . امام و پيشواى شما كسى است كه از خدا اطاعت مىكند ولى شما از او پيروى نمىكنيد . و رهبر و سرپرست شاميها كسى است كه از خدا اطاعت نمىكند اما مردمش از او پيروى مىكنند . به خدا قسم دوست دارم معاويه طرفدارانش را با پيروان من عوض كند و من ده نفر از پيروانم را به او بدهم و فقط در مقابل يك نفر از آنها را به من بدهد . همانطور كه درهم را با دينار اينطور عوض مىكنند . به خدا قسم بسيار دوست دارم كه من شما را نشناسم و شما هم مرا نشناسيد زيرا اين گونه شناختها موجب پشيمانى است .
اى مردم شما سينهء مرا پر از كينه كرديد و كار مرا با ذلت و عصيان ، فاسد كرديد ، تا كار به جايى رسيد كه قريش گفتند على مرد شجاعى است اما از علم جنگ آگاهى ندارد . شما را به خدا قسم آيا اين حرف درست است ، آيا در ميان آنها يكى مانند من پيدا مىشود كه بيشتر از من در جنگ كارآزموده باشد و رنج كشيده باشد . هنگاميكه من شروع به جنگ كردم بيست ساله نشده بودم و فعلا كه سنّم از شصت سالگى تجاوز كرده همچنان با تاكتيكهاى رزمى آشنايى دارم ، اما كسى كه دستورش اجراء نمىشود و حرفش خريدار ندارد ، بهتر است كه دستور ندهد . به خدا قسم دوست دارم پروردگارم مرا از بين شما به بهشتش ببرد و همانا مرگ در تعقيب من است . بنابراين هيچ حادثهاى نمىتواند جلوى اين واقعه را بگيرد كه مردى از شقىترين امّت بيايد و محاسن مرا به خون سرم رنگين كند . - و در حال گفتن اين جملات حضرت دست خود را بر سر و محاسن خود كشيدند - و اين پيشبينى را كه بيان كردم سخن پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بود كه مرا از عاقبت كارم باخبر نمود . و من به آن حضرت افتراء
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 315
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٣١٥