بود حق و درست درآمد ؟ سپس فرمودند او را بخوابانيد و از جنازه طلحه عبور كردند .
يكى از همراهان حضرت عليه السّلام به ايشان عرض كرد : يا امير المؤمنين با كعب و طلحه پس از قتلشان حرف زديد ، مگر سخنان شما را مىشنيدند ؟ حضرت فرمودند : بله به خدا سوگند سخنان مرا شنيدند ، همانطور كه مردم قليب سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در جنگ بدر شنيدند . « 1 »
فصل بيست و ششم پس از پيروزى
حضرت پس از پيروزى حمد و ثناى خداى را به جاى آوردند سپس فرمودند خداوند داراى رحمت واسعه است و پيوسته گناهكاران را مىآمرزد و بسيارى از خطاكاران را عفو مىكند . و از طرفى هم عذاب خدا دردناك است و سخت است و بدانيد رحمت و مغفرت و عفو خداوند براى كسانى است كه اطاعت او را مىكنند و به واسطهء رحمت خداوند مردم هدايت مىشوند و بدانيد عذاب خداوند براى مردم گناهكار است . اى مردم بعد از آنكه درب هدايت باز شد و حقيقت مشخص شد ديگر گمراهى معنايى ندارد .
اى بصريها گمان مىكنيد كه پيمان مرا شكستيد ؟ ! و دشمن را به سوى من كشانديد و بر عليه من قيام كرديد ؟
مردى از جا بلند شد و عرض كرد يا على قصد ما خير بود و حالا مىبينيم تو بر ما پيروز شدهاى اگر ما را شكنجه دهى و عذاب كنى بر اثر تقصير خود ماست و اگر هم از گناه ما چشمپوشى كنى خدا اين كار را بيشتر دوست دارد . حضرت عليه السّلام فرمود از تقصير شما چشمپوشى كردم امّا از حالا به بعد فتنه و آشوب به پا نكنيد . زيرا كه شما اولين مردمى بوديد كه پيمان شكستيد و عصاى اين امت را شكستيد و دو نيم كرديد . پس حضرت نشستند و مردم با ايشان بيعت كردند .
فصل بيست و هفتم رسيدن خبر پيروزى به كوفه
هنگامى كه على عليه السّلام موفق به فتح بصره شدند نامهء ذيل را به اهل كوفه نوشتند :
بسم اللّه الرحمن الرحيم
اين نامهاى است از طرف بنده خدا على ابن ابيطالب عليه السّلام ، امير المؤمنين به مردم كوفه : سلام بر شما ، خدايى را ستايش مىكنم كه جز او خداى ديگرى نيست . امّا بعد خداوند به عدل داورى مىكند و نعمتهايى كه به مردم داده از آنها نمىگيرد و تغيير نمىدهد مگر اينكه خود آنها موجبات تغيير نعمت را فراهم كنند و هرگاه خداوند بخواهد دربارهء قومى اراده و قصد عذاب كند كسى نمىتواند او را از
هامش
( 1 ) - پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در جنگ بدر با كشتگان آنها سخن گفته بود .