است : يا اشباه الرجال و لا رجال . ( 1 ) « اى كسانى كه شبيه مردان هستيد و در واقع مرد نيستيد . »
7 - نمونه ديگر :
شهوت و حرص نران پيشى بود * وانِ حيزان ننگ و بد كيشى بود
حرص مردان از ره پيشى بود * در مخنّث حرص سوى پس رود ( 2 )
در اين دو شعر كه در ادامه داستان دقوقى آورده خواسته اشتياق دقوقى را به مرشد اكمل و بالاتر تفهيم كند ، مثل موسى ( عليه السلام ) كه دنبال خضر ( عليه السلام ) مىرفت ، سليقه مثنوى اين مثل را اقتضاء كرده است ، امّا مىتوانست از مثال بهترى استفاده كند .
8 - نمونه ديگر از ياوه سرايى :
شوى خود را ديد قائم در نماز * در گمان افتاد آن زن ز اهتزاز
شوى را برداشت دامن بىخطر * ديد آلوده منى خصيه و ذكر
از ذكر باقى نطفه مىچكيد * ران و زانو گشته آلوده و پليد
بر سرش سيلى زد و گفت اى مهين * خصيه مرد نمازى باشد اين ؟ ( 3 )
با طبع شعرى كه مثنوى داشت مىتوانست مثال بهتر و مؤدّبانهترىبراى بيان مقصود خود بياورد .
9 - نمونه ديگر :
دست زن دركرد در شلوار مرد * كير او بر دست زن آسيب كرد ( 4 )
هامش
1 - نهج البلاغه صبحى الصالح ، 70 ، ضمن خطبه 27 .
2 - مثنوى : دفتر سوّم 1956 .
3 - مثنوى دفتر پنجم ، 2200 .
4 - مثنوى دفتر پنجم ، 3334 .