شده و عاقبت به كشته شدن او انجاميد . ( 1 )
گفتار و رفتار پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و صحابه گرام وائمّه اطهار و اصحاب ابرار و علماء اخيار نسبت به تعظيم مسجد معلوم و ضرورى است و احتياج به بيان ندارد .
3 - نمونه ديگر از فحش و بذاء مثنوى قصّه شهر سبزوار و سروده او است كه قبلاً گذشت ، مثنوى در آنجا گويد :
تا نيارى سجده نرهى اى زبون * گر بپيمايى تو مسجد را بكون ( 2 )
رو بياور آن دلى كو شاه خوست * كه امان سبزوار كون از اوست ( 3 )
از حضرت على ( عليه السلام ) منقول است كه به اصحابش فرمود :
إنّى اكره لكم ان تكونوا سبّابين . ( 4 )
« من دوست ندارم كه شما دشنام ده باشيد . »
و من گفته ام :
بى سلام از من به تو باشد پيام * هر دم از ما مىرسد بر تو ملام
من نمىگويم ترا جز اين كلام * هر چه گفتى بر خودت باشد مدام
4 - نمونه ديگر از هرزه سرايى مثنوى :
يك كنيزك يك خرى بر خود فكند * از وفور شهوت و فرط گزند
آن خر نر را بگن خو كرده بود * خر جماع آدمى پى برده بود ( 5 )
تا آنجا كه مىگويد :
هامش
1 - شايد به همين علت بوده است كه صوفيه مركز تجمع و اعمال صوفيانه خود را از مسجد به خانقاه منتقل كردند .
2 - مثنوى ، دفتر پنجم ، 857 .
3 - مثنوى ، دفتر پنجم ، 893 .
4 - نهج البلاغه صبحى الصالح ، 323 ، كلام 206 .
5 - مثنوى دفتر پنجم ، 1335 .